undoubtful

[ایالات متحده]/ʌnˈdaʊtfəl/
[بریتانیا]/ʌnˈdaʊtfəl/

ترجمه

adj. نااطمینان؛ مشخص نشده

عبارات و ترکیب‌ها

undoubtful truth

حقیقت بدون شک

undoubtful fact

حقیقت بدون شک

undoubtful evidence

دلیل بدون شک

undoubtful proof

دلیل قاطع

undoubtful result

نتیجه بدون شک

undoubtful victory

پیروزی بدون شک

undoubtful success

موفقیت بدون شک

undoubtful authority

اصلیت بدون شک

undoubtful answer

پاسخ بدون شک

undoubtful conclusion

نتیجه گیری بدون شک

جملات نمونه

her undoubtful support kept the team calm during the crisis.

پشتیبانی قاطع او باعث ماندگی تیم در حین بحران شد.

it is an undoubtful fact that clean water saves lives.

این یک واقعیت قاطع است که آب پاک جان‌ها را نجات می‌دهد.

they showed undoubtful confidence in their goalkeeper after the loss.

پس از شکست، آن‌ها اعتماد قاطعی به درواستار خود نشان دادند.

his undoubtful loyalty to the company impressed the board.

البته وفاداری او به شرکت، هیئت مدیره را وادار کرد.

we need undoubtful proof before we accuse anyone.

قبل از اینکه هر کسی را متهم کنیم، نیاز به شواهد قاطع داریم.

her undoubtful commitment to patient care is widely respected.

پشتکار قاطع او در مورد مراقبت از بیماران به طور گسترده قدردانی می‌شود.

there is undoubtful evidence that the policy reduced accidents.

شواهد قاطعی وجود دارد که نشان می‌دهد این سیاست تصادفات را کاهش داده است.

his undoubtful intention was to help, not to interfere.

نیت قاطع او کمک کردن بود، نه مداخله.

she gave an undoubtful answer when asked about her plans.

وقتی در مورد برنامه‌هایش پرسیده شد، پاسخ قاطعی داد.

the report offers undoubtful confirmation of the timeline.

گزارش تأیید قاطعی از میلاد تاریخ را ارائه می‌دهد.

for an undoubtful reason, he refused to sign the document.

به دلیلی قاطع، او امضاء دستورالعمل را دریافت نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید