the silk ribbon undulately flowed across the dancer's costume as she moved across the stage.
نوارهای ابریشمی به صورت موجدار در حالی که رقصنده روی صحنه حرکت میکرد، روی لباس او جریان داشتند.
the wheat fields undulately waved in the warm summer breeze, creating waves of gold.
مزارع گندم در نسیم گرم تابستانی به صورت موجدار حرکت میکردند و موجهایی از طلایی ایجاد میکردند.
the flags undulately rippled as the strong wind swept through the open field.
پرچمها در حالی که باد شدید از میان زمین بازیابی میگذشت، به صورت موجدار حرکت میکردند.
the smoke from the incense undulately rose and fell in the quiet temple.
دود بخار عود به صورت موجدار در معبد آرام بالا و پایین میرفت.
the sand dunes undulately stretched across the desert landscape as far as the eye could see.
تپههای شنی به صورت موجدار تا جایی که چشم میدید در سراسر منظره صحرا امتداد داشتند.
the hills undulately rolled across the countryside, their gentle slopes creating a peaceful scene.
تپهها به صورت موجدار در سراسر حومه روستا امتداد داشتند و شیبهای ملایم آنها صحنهای آرام ایجاد میکردند.
the curtains undulately billowed as the cool ocean breeze entered through the open window.
پردهها به صورت موجدار به داخل اتاق وزیدند، زیرا نسیم خنک اقیانوس از طریق پنجره باز وارد شد.
the lake's surface undulately shimmered under the moonlight, creating a magical effect.
سطح دریاچه در زیر نور ماه به صورت موجدار میدرخشید و جلوهای جادویی ایجاد میکرد.
the sea grass undulately swayed in the current, creating an underwater dance.
چمنهای دریایی در جریان به صورت موجدار حرکت میکردند و رقص زیرآبی ایجاد میکردند.
the path undulately wound through the ancient forest, leading travelers deeper into the woods.
مسیر به صورت موجدار از میان جنگل باستانی عبور میکرد و مسافران را عمیقتر به درون جنگل هدایت میکرد.
the carpet's pattern undulately curved across the floor, adding elegance to the room.
الگوی فرش به صورت موجدار در سراسر کف امتداد داشت و به اتاق ظرافت میبخشید.
the dancer's scarf undulately fluttered as she performed her graceful routine.
شال رقصنده به صورت موجدار به رقص در میآمد، در حالی که روتین ظریف خود را اجرا میکرد.
the clouds undulately drifted across the sky, changing shapes as they moved.
ابرها به صورت موجدار در آسمان حرکت میکردند و در حین حرکت شکلها را تغییر میدادند.
the vines undulately climbed the ancient stone walls, covering them in green.
گیاهان رونده به صورت موجدار از دیوار سنگی باستانی بالا میرفتند و آنها را با رنگ سبز میپوشاندند.
the silk ribbon undulately flowed across the dancer's costume as she moved across the stage.
نوارهای ابریشمی به صورت موجدار در حالی که رقصنده روی صحنه حرکت میکرد، روی لباس او جریان داشتند.
the wheat fields undulately waved in the warm summer breeze, creating waves of gold.
مزارع گندم در نسیم گرم تابستانی به صورت موجدار حرکت میکردند و موجهایی از طلایی ایجاد میکردند.
the flags undulately rippled as the strong wind swept through the open field.
پرچمها در حالی که باد شدید از میان زمین بازیابی میگذشت، به صورت موجدار حرکت میکردند.
the smoke from the incense undulately rose and fell in the quiet temple.
دود بخار عود به صورت موجدار در معبد آرام بالا و پایین میرفت.
the sand dunes undulately stretched across the desert landscape as far as the eye could see.
تپههای شنی به صورت موجدار تا جایی که چشم میدید در سراسر منظره صحرا امتداد داشتند.
the hills undulately rolled across the countryside, their gentle slopes creating a peaceful scene.
تپهها به صورت موجدار در سراسر حومه روستا امتداد داشتند و شیبهای ملایم آنها صحنهای آرام ایجاد میکردند.
the curtains undulately billowed as the cool ocean breeze entered through the open window.
پردهها به صورت موجدار به داخل اتاق وزیدند، زیرا نسیم خنک اقیانوس از طریق پنجره باز وارد شد.
the lake's surface undulately shimmered under the moonlight, creating a magical effect.
سطح دریاچه در زیر نور ماه به صورت موجدار میدرخشید و جلوهای جادویی ایجاد میکرد.
the sea grass undulately swayed in the current, creating an underwater dance.
چمنهای دریایی در جریان به صورت موجدار حرکت میکردند و رقص زیرآبی ایجاد میکردند.
the path undulately wound through the ancient forest, leading travelers deeper into the woods.
مسیر به صورت موجدار از میان جنگل باستانی عبور میکرد و مسافران را عمیقتر به درون جنگل هدایت میکرد.
the carpet's pattern undulately curved across the floor, adding elegance to the room.
الگوی فرش به صورت موجدار در سراسر کف امتداد داشت و به اتاق ظرافت میبخشید.
the dancer's scarf undulately fluttered as she performed her graceful routine.
شال رقصنده به صورت موجدار به رقص در میآمد، در حالی که روتین ظریف خود را اجرا میکرد.
the clouds undulately drifted across the sky, changing shapes as they moved.
ابرها به صورت موجدار در آسمان حرکت میکردند و در حین حرکت شکلها را تغییر میدادند.
the vines undulately climbed the ancient stone walls, covering them in green.
گیاهان رونده به صورت موجدار از دیوار سنگی باستانی بالا میرفتند و آنها را با رنگ سبز میپوشاندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید