unface the challenge
چالش را پذیرفته
unfaced reality
واقعیتی که مواجه نشده
unface it now
اکنون آن را پذیرفته
unface the truth
حقیقت را پذیرفته
unfaced future
آیندهای که مواجه نشده
unface your fears
ترسهای خود را پذیرفته
unfaced situation
وضعیتی که مواجه نشده
unface the issue
این مسئله را پذیرفته
unfaced consequences
پیامدهایی که مواجه نشده
the company will unface the challenges and move forward.
شرکت با چالشها روبرو خواهد شد و به جلو حرکت خواهد کرد.
we need to unface the difficult truths about our past.
ما باید با رازهای دشوار گذشتهمان روبرو شویم.
can you unface the situation and offer a solution?
آیا میتوانید با این وضعیت روبرو شوید و یک راهحل ارائه دهید؟
it's important to unface your fears to achieve your goals.
برای دستیابی به اهداف خود، مهم است که با ترسهای خود روبرو شوید.
the politician refused to unface the public's concerns.
سیاستمدار با امتناع از روبرو شدن با نگرانیهای عمومی، واکنش نشان نداد.
we must unface the consequences of our actions.
ما باید با پیامدهای اقدامات خود روبرو شویم.
the team worked to unface the project's setbacks.
تیم به منظور روبرو شدن با مشکلات پروژه کار کرد.
she bravely decided to unface her personal demons.
او شجاعانه تصمیم گرفت تا با شیطانهای شخصی خود روبرو شود.
the leader encouraged everyone to unface the reality.
رهبر همه را تشویق کرد تا با واقعیت روبرو شوند.
it's better to unface problems than to ignore them.
بهتر است با مشکلات روبرو شوید تا آنها را نادیده بگیرید.
the investigation aimed to unface the underlying issues.
تحقيقات به منظور روبرو شدن با مسائل اساسی انجام شد.
unface the challenge
چالش را پذیرفته
unfaced reality
واقعیتی که مواجه نشده
unface it now
اکنون آن را پذیرفته
unface the truth
حقیقت را پذیرفته
unfaced future
آیندهای که مواجه نشده
unface your fears
ترسهای خود را پذیرفته
unfaced situation
وضعیتی که مواجه نشده
unface the issue
این مسئله را پذیرفته
unfaced consequences
پیامدهایی که مواجه نشده
the company will unface the challenges and move forward.
شرکت با چالشها روبرو خواهد شد و به جلو حرکت خواهد کرد.
we need to unface the difficult truths about our past.
ما باید با رازهای دشوار گذشتهمان روبرو شویم.
can you unface the situation and offer a solution?
آیا میتوانید با این وضعیت روبرو شوید و یک راهحل ارائه دهید؟
it's important to unface your fears to achieve your goals.
برای دستیابی به اهداف خود، مهم است که با ترسهای خود روبرو شوید.
the politician refused to unface the public's concerns.
سیاستمدار با امتناع از روبرو شدن با نگرانیهای عمومی، واکنش نشان نداد.
we must unface the consequences of our actions.
ما باید با پیامدهای اقدامات خود روبرو شویم.
the team worked to unface the project's setbacks.
تیم به منظور روبرو شدن با مشکلات پروژه کار کرد.
she bravely decided to unface her personal demons.
او شجاعانه تصمیم گرفت تا با شیطانهای شخصی خود روبرو شود.
the leader encouraged everyone to unface the reality.
رهبر همه را تشویق کرد تا با واقعیت روبرو شوند.
it's better to unface problems than to ignore them.
بهتر است با مشکلات روبرو شوید تا آنها را نادیده بگیرید.
the investigation aimed to unface the underlying issues.
تحقيقات به منظور روبرو شدن با مسائل اساسی انجام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید