uninflated

[ایالات متحده]/[ʌnˈɪnflˌeɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈɪnflˌeɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از هوا یا گاز نشده؛ حجم یا پرکشی نداشته؛ فرورفته.

عبارات و ترکیب‌ها

uninflated balloon

بالون نافخ نشده

uninflated tire

تایر نافخ نشده

keep uninflated

نافخ نشده بگذار

uninflated ball

گلوله نافخ نشده

uninflated state

وضعیت نافخ نشده

storing uninflated

ذخیره سازی نافخ نشده

uninflated raft

raft نافخ نشده

completely uninflated

کاملاً نافخ نشده

uninflated mattress

مattress نافخ نشده

uninflated shape

شکل نافخ نشده

جملات نمونه

the uninflated balloon lay sadly on the floor.

بالون نافخ نشده از روی زمین با افسردگی قرار داشت.

we checked the uninflated tires before the long drive.

قبل از سفر طولانی، ما چرخ‌های نافخ نشده را بررسی کردیم.

the uninflated raft seemed flimsy and unreliable.

raft نافخ نشده به نظر می‌رسید که ضعیف و غیر قابل اعتماد است.

he held the uninflated beach ball in his hands.

او توپ ساحلی نافخ نشده را در دست خود نگه داشت.

the uninflated mattress was uncomfortable to sleep on.

مبل م寐 نافخ نشده برای خوابیدن ناگهانی بود.

the uninflated life vest offered no buoyancy.

کمربند زنده نافخ نشده هیچ گونه نیروی شناوری ارائه نمی‌داد.

she carefully stored the uninflated pool float.

او با دقت فلوت نافخ نشده استخر را ذخیره کرد.

the uninflated soccer ball was too soft to play with.

توپ فوتبال نافخ نشده برای بازی خیلی نرم بود.

he demonstrated the uninflated version of the product.

او نسخه نافخ نشده محصول را نشان داد.

the uninflated cushion provided minimal support.

پشتیبانی کمی از پشتیبان نافخ نشده فراهم می‌کرد.

we packed the uninflated raft for the camping trip.

ما raft نافخ نشده را برای سفر کمپینگ بستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید