uninitialized

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnɪʃəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnɪʃəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر اولیه یا تنظیم نشده قبل از استفاده

عبارات و ترکیب‌ها

uninitialized variable

متغیر مقداردهی‌نشده

uninitialized data

داده مقداردهی‌نشده

uninitialized object

شی مقداردهی‌نشده

uninitialized state

وضعیت مقداردهی‌نشده

uninitialized value

مقدار مقداردهی‌نشده

جملات نمونه

the variable was uninitialized, leading to unexpected results.

متغیر مقداردهی نشده بود که منجر به نتایج غیرمنتظره شد.

an uninitialized pointer can cause a program crash.

یک اشاره‌گر مقداردهی نشده می‌تواند باعث خرابی برنامه شود.

make sure the database connection is properly initialized before use.

مطمئن شوید که اتصال پایگاه داده قبل از استفاده به درستی مقداردهی شده است.

the function returned an uninitialized value, which was incorrect.

تابع یک مقدار مقداردهی نشده را برگرداند که نادرست بود.

uninitialized objects can lead to memory leaks.

اشیاء مقداردهی نشده می‌توانند منجر به نشت حافظه شوند.

the code assumed the array was initialized, but it wasn't.

کد فرض کرد که آرایه مقداردهی شده است، اما اینطور نبود.

always initialize variables before using them to avoid errors.

همیشه متغیرها را قبل از استفاده از آنها مقداردهی کنید تا از خطاها جلوگیری شود.

uninitialized data structures can cause unpredictable behavior.

ساختارهای داده مقداردهی نشده می‌توانند باعث رفتار غیرقابل پیش‌بینی شوند.

the compiler warned about an uninitialized variable being used.

کامپایلر در مورد استفاده از یک متغیر مقداردهی نشده هشدار داد.

proper initialization is crucial for program stability and correctness.

مقداردهی مناسب برای پایداری و صحت برنامه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید