unlash

[ایالات متحده]/ʌnˈlæʃ/
[بریتانیا]/ʌnˈlæʃ/

ترجمه

vt. آزاد کردن یا شل کردن چیزی که بسته شده است
Word Forms
زمان گذشتهunlashed
قسمت سوم فعلunlashed
صفت یا فعل حال استمراریunlashing
شکل سوم شخص مفردunlashes

عبارات و ترکیب‌ها

unlash your potential

باز کردن پتانسیل خود

unlash the power

باز کردن قدرت

unlash the creativity

باز کردن خلاقیت

unlash the energy

باز کردن انرژی

unlash your passion

باز کردن اشتیاق خود

unlash the potential

باز کردن پتانسیل

unlash your imagination

باز کردن تخیل خود

unlash your dreams

باز کردن رویاهای خود

unlash the innovation

باز کردن نوآوری

unlash the possibilities

باز کردن امکانات

جملات نمونه

he decided to unlash the boat from the dock.

او تصمیم گرفت قایق را از اسکله باز کند.

they will unlash the cargo before unloading it.

آنها بار را قبل از تخلیه آن باز خواهند کرد.

she carefully unlashed the ropes securing the tent.

او با دقت طناب‌هایی که چادر را محکم می‌کردند، باز کرد.

the team worked together to unlash the equipment.

تیم برای باز کردن تجهیزات با هم همکاری کردند.

after the storm, they had to unlash the tarpaulin.

بعد از طوفان، آنها مجبور شدند برزنت را باز کنند.

it's time to unlash the sails and set sail.

وقت آن است که بادبان‌ها را باز کرده و بادبان را تنظیم کنید.

he struggled to unlash the tightly bound ropes.

او برای باز کردن طناب‌های محکم بسته تلاش کرد.

we need to unlash the kayak before we can use it.

ما باید کایاک را قبل از استفاده از آن باز کنیم.

the workers will unlash the pallets in the warehouse.

کارگران پالت‌ها را در انبار باز خواهند کرد.

make sure to unlash the straps before lifting the load.

مطمئن شوید قبل از بلند کردن بار، بندها را باز کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید