unobvious

[ایالات متحده]/ʌnˈɒbvɪəs/
[بریتانیا]/ʌnˈɑːbvɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سادگی درک یا دریافت نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

unobvious choice

انتخاب غیرمعمول

unobvious solution

راه حل غیرمعمول

unobvious fact

حقیقت غیرمعمول

unobvious benefit

مزیت غیرمعمول

unobvious advantage

مزیت غیرمنتظره

unobvious insight

بینش غیرمعمول

unobvious detail

جزئیات غیرمعمول

unobvious outcome

نتیجه غیرمعمول

unobvious reason

دلیل غیرمعمول

unobvious pattern

الگوی غیرمعمول

جملات نمونه

his talent for music is quite unobvious at first.

استعداد او در موسیقی در ابتدا چندان آشکار نیست.

there are unobvious benefits to practicing mindfulness.

مزایای نامحسوس تمرین ذهن‌آگاهی وجود دارد.

the solution to the problem was unobvious until we analyzed the data.

راه حل مشکل تا زمانی که داده ها را تجزیه و تحلیل کردیم، نامحسوس بود.

her contributions to the project were unobvious but essential.

مشارکت های او در پروژه نامحسوس اما ضروری بود.

unobvious details can make a big difference in the final design.

جزئیات نامحسوس می تواند تفاوت بزرگی در طراحی نهایی ایجاد کند.

the artist's style has unobvious influences from various cultures.

سبک هنرمند تحت تأثیر نامحسوس فرهنگ های مختلف است.

there are unobvious risks involved in investing in cryptocurrencies.

خطرات نامحسوسی در سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال وجود دارد.

his decision was based on unobvious factors that others overlooked.

تصمیم او بر اساس عواملی نامحسوس بود که دیگران نادیده گرفتند.

unobvious patterns can emerge when analyzing large datasets.

الگوهای نامحسوس می توانند در هنگام تجزیه و تحلیل مجموعه داده های بزرگ ظاهر شوند.

she has an unobvious way of solving complex problems.

او راه حل نامحسوسی برای حل مشکلات پیچیده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید