unsay

[ایالات متحده]/ʌn'seɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پس گرفتن; برداشت کردن
Word Forms
زمان گذشتهunsaid
قسمت سوم فعلunsaid
شکل سوم شخص مفردunsays
صفت یا فعل حال استمراریunsaying

جملات نمونه

I regret what I said and wish I could unsay it.

من پشیمانم از آنچه گفتم و امیدوارم بتوانم آن را پس بگیرم.

It's better to think before you speak so you don't have to unsay anything later.

بهتر است قبل از صحبت کردن فکر کنید تا مجبور نباشید چیزی را بعداً پس بگیرید.

Once words are spoken, you can't unsay them.

وقتی که حرف گفته می‌شود، نمی‌توان آن را پس گرفت.

She immediately realized her mistake and tried to unsay her comment.

او بلافاصله متوجه اشتباهش شد و سعی کرد نظرش را پس بگیرد.

He wanted to unsay his harsh words, but it was too late.

او می‌خواست کلمات تندش را پس بگیرد، اما خیلی دیر شده بود.

It's important to think before you speak so you don't have to unsay things later.

مهم است قبل از صحبت کردن فکر کنید تا مجبور نباشید چیزهایی را بعداً پس بگیرید.

Sometimes it's better to unsay something than to cause harm with your words.

گاهی اوقات بهتر است چیزی را پس بگیرید تا با کلمات خود آسیب نرسانید.

She wished she could unsay the hurtful words she had spoken in anger.

او آرزو می‌کرد بتواند کلمات آسیب‌رسانی را که با خشم گفته بود، پس بگیرد.

He realized he had spoken out of turn and tried to unsay his inappropriate comment.

او متوجه شد که خارج از نوبت صحبت کرده و سعی کرد نظر نامناسب خود را پس بگیرد.

It's always better to think twice before speaking, so you don't have to unsay anything later.

همیشه بهتر است قبل از صحبت کردن دو بار فکر کنید تا مجبور نباشید چیزی را بعداً پس بگیرید.

نمونه‌های واقعی

I've said yes. Well, unsay it.

من گفته‌ام بله. خب، آن را پس بگیر.

منبع: Silk Season 2

Their unruffled and unshaken attitude made him unsay about what he had said.

حالت آرام و استوار آنها باعث شد او از آنچه گفته بود منصرف شود.

منبع: Pan Pan

" Die" ? she said, confused. What did he mean? " But I unsaid the name. You don't need to die now" .

" مردن؟" او با گیجی گفت. منظورش چی بود؟ " اما من اسم را پس گرفتم. دیگر نیازی نیست الان بمیرید."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

But nothing could unsay the fact that he had returned, and was there in presence of the Judge and Jury.

اما هیچ چیز نمی‌توانست این واقعیت را پس بگیرد که او بازگشته و در حضور قاضی و هیئت منصفه حضور داشت.

منبع: Great Expectations (Original Version)

It stays with you in a way that expresses so much of what is unsaid between the characters and so much of what their emotional state is.

این در شما می‌ماند به گونه‌ای که بسیاری از آنچه بین شخصیت‌ها بیان نشده و بسیاری از وضعیت احساسی آنها را نشان می‌دهد.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید