unwire the system
سیستم را از سیمکشی خارج کنید
unwired connection
اتصال بدون سیم
unwire it now
اکنون آن را از سیمکشی خارج کنید
unwired headphones
هدف听听 بدون سیم
unwire completely
کاملاً از سیمکشی خارج کنید
unwire the device
دستگاه را از سیمکشی خارج کنید
unwire quickly
سریعاً از سیمکشی خارج کنید
unwired microphone
میکروfon بدون سیم
unwire carefully
دقت کنید و از سیمکشی خارج کنید
we need to unwire the faulty circuit board.
ما باید مدار چاپی معیوب را از برق برداریم.
the technician will unwire the alarm system for maintenance.
تکنیسیون مدار هشدار را برای تعمیر از برق برداری خواهد کرد.
carefully unwire the christmas lights before storing them.
قبل از نگهداری آنها، نورهای عید مسیحی را به دقت از برق برداری.
the child tried to unwire the toy car, much to his parent's dismay.
کودک سعی کرد موتور ماشین بازی را از برق بردارد، که این باعث ناراحتی والدینش شد.
unwire the old telephone from the wall before removing it.
قبل از حذف تلفن قدیمی، آن را از دیوار از برق بردارید.
he decided to unwire the security camera system.
او تصمیم گرفت سیستم دوربین امنیتی را از برق بردارد.
unwire the speaker from the amplifier to troubleshoot the sound.
برای بررسی صدای میکروfon، بلندگو را از تقویت کننده از برق بردارید.
the electrician will unwire the damaged wiring harness.
برقکار مجموعه سیمکشی آسیب دیده را از برق بردارد.
unwire the sensor from the control panel for testing.
برای آزمایش، سنسور را از پنل کنترل از برق بردارید.
she needed to unwire the tangled headphones.
او نیاز داشت گوشیهای گیجشده را از برق بردارد.
unwire the old router before recycling it.
قبل از بازیافت، روتر قدیمی را از برق بردارید.
unwire the system
سیستم را از سیمکشی خارج کنید
unwired connection
اتصال بدون سیم
unwire it now
اکنون آن را از سیمکشی خارج کنید
unwired headphones
هدف听听 بدون سیم
unwire completely
کاملاً از سیمکشی خارج کنید
unwire the device
دستگاه را از سیمکشی خارج کنید
unwire quickly
سریعاً از سیمکشی خارج کنید
unwired microphone
میکروfon بدون سیم
unwire carefully
دقت کنید و از سیمکشی خارج کنید
we need to unwire the faulty circuit board.
ما باید مدار چاپی معیوب را از برق برداریم.
the technician will unwire the alarm system for maintenance.
تکنیسیون مدار هشدار را برای تعمیر از برق برداری خواهد کرد.
carefully unwire the christmas lights before storing them.
قبل از نگهداری آنها، نورهای عید مسیحی را به دقت از برق برداری.
the child tried to unwire the toy car, much to his parent's dismay.
کودک سعی کرد موتور ماشین بازی را از برق بردارد، که این باعث ناراحتی والدینش شد.
unwire the old telephone from the wall before removing it.
قبل از حذف تلفن قدیمی، آن را از دیوار از برق بردارید.
he decided to unwire the security camera system.
او تصمیم گرفت سیستم دوربین امنیتی را از برق بردارد.
unwire the speaker from the amplifier to troubleshoot the sound.
برای بررسی صدای میکروfon، بلندگو را از تقویت کننده از برق بردارید.
the electrician will unwire the damaged wiring harness.
برقکار مجموعه سیمکشی آسیب دیده را از برق بردارد.
unwire the sensor from the control panel for testing.
برای آزمایش، سنسور را از پنل کنترل از برق بردارید.
she needed to unwire the tangled headphones.
او نیاز داشت گوشیهای گیجشده را از برق بردارد.
unwire the old router before recycling it.
قبل از بازیافت، روتر قدیمی را از برق بردارید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید