uprose

[ایالات متحده]/ʌpˈrəʊz/
[بریتانیا]/ʌpˈroʊz/

ترجمه

v. زمان گذشته ساده uprise

عبارات و ترکیب‌ها

uprose leader

رهبر قیام

uprose movement

جنبش قیام

uprose generation

نسل قیام

uprose spirit

روحیه قیام

uprose challenge

چالش قیام

uprose voices

صدای قیام

uprose community

جامعه قیام

uprose vision

چشم انداز قیام

uprose force

نیروی قیام

uprose idea

ایده قیام

جملات نمونه

he always uprose with a sense of determination.

او همیشه با حس قاطعیتی برخاست.

after the storm, the community uprose to rebuild.

پس از طوفان، جامعه برای بازسازی برخاست.

she uprose from her chair to greet the guests.

او از روی صندلی‌اش برخاست تا به مهمانان خوشامد بگوید.

the crowd uprose in applause at the end of the performance.

در پایان اجرا، جمعیت با تشویق برخاست.

with courage, he uprose to face his fears.

با شجاعت، او برخاست تا با ترس‌هایش روبرو شود.

as the sun set, the city uprose with lights.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، شهر با نورها روشن شد.

they uprose together, united in their cause.

آنها با هم برخاستند، متحد در هدفشان.

in times of crisis, leaders uprose to guide their people.

در زمان بحران، رهبران برخاستند تا مردمشان را هدایت کنند.

she uprose with a smile, ready to start the day.

او با لبخند برخاست، آماده برای شروع روز.

the movement uprose from the grassroots level.

جنبش از سطح مردمی برخاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید