valved

[ایالات متحده]/[vɑːlvd]/
[بریتانیا]/[vɑːlvd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جذب یک صمام به یا روی (چیزی)؛ کنترل یا تنظیم با استفاده از یک صمام.
adj. تجهیز شده با یک صمام؛ دارای صمام.

عبارات و ترکیب‌ها

valved system

سیستم با شیر

valved pipe

لوله با شیر

valved engine

موتور با شیر

valved outlet

خرج با شیر

valved chamber

اتاقه با شیر

valved pump

پمپ با شیر

valved exhaust

فرشت با شیر

valved intake

ورودی با شیر

جملات نمونه

the engine was valved correctly, running smoothly.

موتور به درستی با وان‌های تنظیم شده کار می‌کرد و به طور یکنواخت حرکت می‌کرد.

we need to inspect the valved system for leaks.

باید سیستم وان‌های تنظیم شده را برای چک کردن نشتی‌ها بررسی کنیم.

the valved exhaust system reduced engine noise.

سیستم خروجی با وان‌های تنظیم شده نویز موتور را کاهش داد.

the valved piston design improved efficiency.

طراحی پیستون با وان‌های تنظیم شده بهبود کارایی را فراهم کرد.

the car's valved suspension absorbed the bumps.

سیستم معلق شده با وان‌های تنظیم شده ماشین تکان‌های جادویی را جذب کرد.

he carefully adjusted the valved timing.

وی با دقت زمانبندی وان‌های تنظیم شده را تنظیم کرد.

the valved intake manifold increased airflow.

منافذ ورودی با وان‌های تنظیم شده جریان هوا را افزایش داد.

the valved system requires regular maintenance.

سیستم وان‌های تنظیم شده نیاز به نگهداری منظم دارد.

the valved door allowed for controlled ventilation.

در با وان‌های تنظیم شده بیشتر به تهویه کنترل شده امکان می‌دهد.

the valved pressure release prevented damage.

آزاد کردن فشار با وان‌های تنظیم شده آسیب را جلوگیری کرد.

the valved control system managed the process.

سیستم کنترل با وان‌های تنظیم شده فرآیند را مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید