| جمع | vexers |
a vexer
یک نفر ناراحت کننده
the vexer
آن نفر ناراحت کننده
vexers
نفرات ناراحت کننده
many vexers
بسیاری از نفرات ناراحت کننده
vexer problems
مشکلات نفر ناراحت کننده
vexer issues
مسائل نفر ناراحت کننده
vexer today
نفر ناراحت کننده امروز
vexer again
نفر ناراحت کننده دوباره
vexer everywhere
نفر ناراحت کننده در هر جا
the new compliance rules are a vexer for small firms.
قوانین جدید منطبقسازی یک مشکل برای کسب و کارهای کوچک است.
slow internet at the hotel was a constant vexer during the conference.
اینترنت کند در هتل در طول کنفرانس یک مشکل مکرر بود.
late deliveries remain a vexer for the whole supply chain.
تاخیر در تحویل کالا هنوز یک مشکل برای کل زنجیره تأمین است.
paperwork is a daily vexer for clinicians in busy clinics.
کارهای کاغذی یک مشکل روزانه برای متخصصان در کلینیکهای پر فعالیت است.
his noisy neighbor is a vexer he cannot ignore.
همسایه سرگرمکنندهاش یک مشکلی است که نمیتواند صرف نظر کند.
password resets are a recurring vexer for the it help desk.
بازنشانی رمز عبور یک مشکل مکرر برای دسک پشتیبانی ایت است.
traffic is a familiar vexer on my commute.
تрафیک یک مشکل آشنا در رفت و آمد من است.
unclear instructions can be a vexer for new hires.
دستورالعملهای نامشخص میتواند یک مشکل برای استخدامهای جدید باشد.
inflation is a growing vexer for households on tight budgets.
نرخ تورم یک مشکل در حال افزایش برای خانوادههایی با بودجههای تنگ است.
mixed messages from leadership became a real vexer for the team.
پیامهای متناقض از سوی رهبری یک مشکل واقعی برای تیم شد.
dust buildup in the workshop is an ongoing vexer for maintenance.
جمع شدن گرد و غبار در کارگاه یک مشکل ادامهدار برای نگهداری است.
time zone differences are a common vexer for remote collaboration.
تفاوتهای ناحیههای زمانی یک مشکل رایج برای همکاریهای از راه دور است.
a vexer
یک نفر ناراحت کننده
the vexer
آن نفر ناراحت کننده
vexers
نفرات ناراحت کننده
many vexers
بسیاری از نفرات ناراحت کننده
vexer problems
مشکلات نفر ناراحت کننده
vexer issues
مسائل نفر ناراحت کننده
vexer today
نفر ناراحت کننده امروز
vexer again
نفر ناراحت کننده دوباره
vexer everywhere
نفر ناراحت کننده در هر جا
the new compliance rules are a vexer for small firms.
قوانین جدید منطبقسازی یک مشکل برای کسب و کارهای کوچک است.
slow internet at the hotel was a constant vexer during the conference.
اینترنت کند در هتل در طول کنفرانس یک مشکل مکرر بود.
late deliveries remain a vexer for the whole supply chain.
تاخیر در تحویل کالا هنوز یک مشکل برای کل زنجیره تأمین است.
paperwork is a daily vexer for clinicians in busy clinics.
کارهای کاغذی یک مشکل روزانه برای متخصصان در کلینیکهای پر فعالیت است.
his noisy neighbor is a vexer he cannot ignore.
همسایه سرگرمکنندهاش یک مشکلی است که نمیتواند صرف نظر کند.
password resets are a recurring vexer for the it help desk.
بازنشانی رمز عبور یک مشکل مکرر برای دسک پشتیبانی ایت است.
traffic is a familiar vexer on my commute.
تрафیک یک مشکل آشنا در رفت و آمد من است.
unclear instructions can be a vexer for new hires.
دستورالعملهای نامشخص میتواند یک مشکل برای استخدامهای جدید باشد.
inflation is a growing vexer for households on tight budgets.
نرخ تورم یک مشکل در حال افزایش برای خانوادههایی با بودجههای تنگ است.
mixed messages from leadership became a real vexer for the team.
پیامهای متناقض از سوی رهبری یک مشکل واقعی برای تیم شد.
dust buildup in the workshop is an ongoing vexer for maintenance.
جمع شدن گرد و غبار در کارگاه یک مشکل ادامهدار برای نگهداری است.
time zone differences are a common vexer for remote collaboration.
تفاوتهای ناحیههای زمانی یک مشکل رایج برای همکاریهای از راه دور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید