vistor

[ایالات متحده]/ˈvɪstə/
[بریتانیا]/ˈvɪstər/

ترجمه

n. پیروزی آمریکایی؛ پیروزی ایالات متحده؛ شخصی که به یک خانه یا مکان مراجعه می‌کند؛ مهمان؛ یک برنامه نرم‌افزاری که برای مرور اینترنت استفاده می‌شود؛ مرورگر وب.
شکل‌های واژه
جمعvistors

جملات نمونه

the museum welcomes thousands of visitors every year.

موزه هر سال هزاران بازدید کننده را به خود می‌پذیرد.

first-time visitors should pick up a map at the entrance.

بازدید کنندگان اولین بار باید یک نقشه را در ورودی بگیرند.

the new exhibit has attracted record numbers of visitors.

نمایشگاه جدید تعداد رکوردی از بازدید کنندگان را جذب کرده است.

regular visitors to the park often bring cameras.

بازدید کنندگان معمولی پارک اغلب دوربین می‌آورند.

the hotel provides special services for business visitors.

هتل خدمات ویژه‌ای برای بازدید کنندگان کسب و کار فراهم می‌کند.

website visitors can access detailed product information online.

بازدید کنندگان وب سایت می‌توانند اطلاعات جزئی محصولات را آنلاین دستیابی پیدا کنند.

the visitor center offers free maps and brochures.

مرکز بازدید کنندگان نقشه‌ها و فولیت‌های رایگان را ارائه می‌دهد.

international visitors require valid passports to enter.

بازدید کنندگان بین‌المللی نیاز به پاسپورت‌های معتبر برای ورود دارند.

the theme park expects a surge of visitors during the holiday.

پارک تفریحی انتظار یک افزایش زیادی از بازدید کنندگان در طول تعطیلات را دارد.

visitors are requested to sign the guest book before entering.

از بازدید کنندگان خواسته می‌شود قبل از ورود در کتاب میهمانی امضا کنند.

the gallery has implemented a timed entry system for visitors.

گالری یک سیستم ورود زمان‌بندی شده برای بازدید کنندگان اجرا کرده است.

local restaurants offer discounts to museum visitors.

رستوران‌های محلی تخفیف‌هایی برای بازدید کنندگان موزه ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید