vulgarily

[ایالات متحده]/ˈvʌlɡərɪli/
[بریتانیا]/ˈvʌlɡərɪli/

ترجمه


adv. به روشی عامیانه؛ به روشی بی‌ادبانه، خشن یا بی‌فرهنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

laughed vulgarily

Persian_translation

speaking vulgarily

Persian_translation

جملات نمونه

she was vulgarly dressed in a bright red sequined dress that attracted everyone's attention.

او با یک لباس قرمز براق و تزیین شده که توجه همه را به خود جلب می‌کرد، لباس پوشیده بود.

the mansion was vulgarly decorated with excessive gold trim and ostentatious statues.

خانه بزرگ به شکلی زشت و زننده با قاب طلایی بیش از حد و مجسمه‌های پر زرق و برق تزئین شده بود.

his vulgarly loud laughter echoed through the quiet library, disturbing everyone.

خنده بلند و زننده او در کتابخانه آرام طنین‌انداز شد و باعث آزار همه شد.

the billboard was vulgarly printed with bold, clashing colors and large, flashy text.

بیلبورد به شکلی زننده با رنگ‌های جسورانه و درهم‌تنیده و متن بزرگ و چشم‌نواز چاپ شده بود.

the advertisement was vulgarly phrased to appeal to the lowest common denominator.

تبلیغ به شکلی زننده و مضحک برای جذب مخاطب عام طراحی شده بود.

the restaurant's interior was vulgarly showy with crystal chandeliers and velvet curtains everywhere.

فضای داخلی رستوران به شکلی زننده و پر زرق و برق بود و همه جا لوستر کریستالی و پرده‌های مخمل وجود داشت.

the politician's vulgarly simplistic message resonated with some voters but offended others.

پیام ساده‌انگارانه و زننده سیاستمدار با برخی از رای‌دهندگان همخوانی داشت اما دیگران را ناراحت کرد.

she spoke vulgarly about her success, alienating her former colleagues.

او به شکلی زننده درباره موفقیت خود صحبت کرد و همکاران سابقش را از خود دور کرد.

the wedding was vulgarly extravagant, costing millions and featuring excessive displays of wealth.

عروسی به شکلی زننده و پر زرق و برق بود و میلیون‌ها دلار هزینه داشت و دارای نمایش‌های بیش از حد ثروت بود.

the website was vulgarly designed with flashing banners and intrusive pop-up advertisements.

وب سایت به شکلی زننده طراحی شده بود و دارای بنرهای چشمک‌زن و تبلیغات مزاحم پاپ‌آپ بود.

his vulgarly ostentatious behavior at the gala made him the topic of gossip.

رفتار پر زرق و زنگ و زننده او در مهمانی باعث شد که او موضوع غیبت شود.

the new store was vulgarly advertised as having the "best deals ever," but the quality was poor.

فروشگاه جدید به شکلی زننده به عنوان داشتن "بهترین معاملات تا به حال" تبلیغ می‌شد، اما کیفیت آن پایین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید