warbands

[ایالات متحده]/wɔːrbændz/
[بریتانیا]/wɔːrbændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوم شخص در حاضر، صورت زمانی فعل warband؛ گروهی از جنگجویان یا نبردکرندگان که با هم کار می‌کنند؛ (Warband) نام خانوادگی آلمانی

جملات نمونه

warbands raided the village at dawn.

گروه‌های جنگی در صبح روستا را تاختند.

the warbands were scattered across the hills.

گروه‌های جنگی در کوه‌ها پراکنده بودند.

local warlords commanded fierce warbands.

خانواده‌های محلی گروه‌های جنگی شدید را فرمان دادند.

warbands of mercenaries invaded the borderlands.

گروه‌های جنگی از مأموران مرزی را تاختند.

the warband dissolved after their leader fell.

پس از سقوط رهبرش، گروه جنگی پراکنده شد.

raiders and warbands terrorized the countryside.

تاختگران و گروه‌های جنگی روستا را درگیر کردند.

multiple warbands converged on the strategic position.

چندین گروه جنگی به موقعیت استراتژیک همگرا شدند.

the warband numbered around fifty warriors.

این گروه جنگی حدود پنجاه جنگجو داشت.

warbands operated independently under loose coordination.

گروه‌های جنگی به طور مستقل با هماهنگی آشفته عمل می‌کردند.

enemy warbands infiltrated the city under cover of darkness.

گروه‌های جنگی دشمن در پوشش تاریکی شهر را نفوذ دادند.

the warband swore allegiance to the new king.

گروه جنگی وفاداری به پادشاه جدید را قسم خورد.

rebel warbands hid in the mountainous terrain.

گروه‌های جنگی مятежگر در زمین‌های کوهستانی پنهان شدند.

the notorious warband finally met its match.

این گروه جنگی مشهور در نهایت با مخالفت مواجه شد.

rival warbands clashed over control of the trade routes.

گروه‌های جنگی رقبا در مورد کنترل مسیرهای تجارت با هم درگیر شدند.

the warband's campaign collapsed when supplies ran out.

حمله گروه جنگی زمانی فروپاشید که تدارکات تمام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید