waul

[ایالات متحده]/wɔːl/
[بریتانیا]/wɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور بلند فریاد زدن؛ ناله کردن؛ گریه کردن
n. فریاد بلند؛ ناله
Word Forms
شکل سوم شخص مفردwauls
صفت یا فعل حال استمراریwauling
زمان گذشتهwauled
قسمت سوم فعلwauled

عبارات و ترکیب‌ها

waul in distress

واول در حالت ناراحتی

waul at night

واول در شب

waul for help

واول برای کمک

waul with joy

واول با شادی

waul in pain

واول در درد

waul in fear

واول در ترس

waul with excitement

واول با هیجان

جملات نمونه

the baby goat began to waul for its mother.

بز كوچك شروع به زوزه كشيدن برای مادرش كرد.

when the wind blows, you can hear the waul of the wolves.

وقتی باد می وزد، می توانید زوزه گرگ ها را بشنوید.

she could hear the waul of the siren in the distance.

او می توانست زوزه آژیر را در دوردست بشنود.

the lost puppy wauls until someone finds it.

سگ كوچك گم شده تا زمانی که كسی آن را پیدا كند زوزه می كشد.

as the storm approached, the trees seemed to waul in the wind.

همانطور که طوفان نزدیک می شد، به نظر می رسید درختان در باد زوزه می کشند.

the child wauls when he doesn't get his way.

وقتی نمی تواند كار خود را انجام دهد، كودك زوزه می كشد.

during the night, the owls waul to communicate.

در طول شب، دوزك ها برای برقراری ارتباط زوزه می كشند.

he could not sleep due to the waul of the animals outside.

او به دلیل زوزه حیوانات بیرون نمی توانست بخوابد.

the waul of the baby seals is a heartbreaking sound.

زوزه بچه فكهنی ها صدای غم انگیزی است.

she tried to comfort the wauling child with a lullaby.

او سعی کرد با یک لالایی كودك زوزه كشنده را آرام كند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید