wavefronts

[ایالات متحده]/ˈweɪfˌfrʌnt/
[بریتانیا]/ˈweɪfˌfrʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطحی که نوسانی (مانند موج) بر روی آن فاز ثابتی دارد

عبارات و ترکیب‌ها

wavefront propagation

گسترش فرانت جبهه‌ای

wavefront sensor

حسگر فرانت جبهه‌ای

wavefront analysis

تجزیه و تحلیل فرانت جبهه‌ای

wavefront correction

تصحیح فرانت جبهه‌ای

wavefront distortion

اعوجاج فرانت جبهه‌ای

wavefront control

کنترل فرانت جبهه‌ای

wavefront shaping

شکل‌دهی فرانت جبهه‌ای

wavefront mapping

نگاشت فرانت جبهه‌ای

wavefront optics

اپتیک فرانت جبهه‌ای

wavefront measurement

اندازه‌گیری فرانت جبهه‌ای

جملات نمونه

the wavefront of the sound travels through the air.

جبهه موج صدا از طریق هوا حرکت می کند.

scientists study the wavefront to understand light behavior.

دانشمندان جبهه موج را برای درک رفتار نور مطالعه می کنند.

the wavefront can indicate the speed of the wave.

جبهه موج می تواند سرعت موج را نشان دهد.

in optics, the wavefront is crucial for lens design.

در اپتیک، جبهه موج برای طراحی لنز بسیار مهم است.

we can visualize the wavefront using simulation software.

ما می توانیم جبهه موج را با استفاده از نرم افزار شبیه سازی تجسم کنیم.

the wavefront expands as it moves away from the source.

جبهه موج با دور شدن از منبع گسترش می یابد.

wavefront analysis helps in improving communication systems.

تجزیه و تحلیل جبهه موج به بهبود سیستم های ارتباطی کمک می کند.

understanding wavefronts is essential in acoustics.

درک جبهه موج در آکوستیک ضروری است.

the researchers measured the wavefront distortion in the experiment.

محققان اعوجاج جبهه موج را در آزمایش اندازه گیری کردند.

wavefront sensors are used in adaptive optics technology.

سنسورهای جبهه موج در فناوری اپتیک تطبیقی استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید