wealthier

[ایالات متحده]/[ˈweɪθ.ər]/
[بریتانیا]/[ˈweɪθ.ɚ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ثروت بیشتر از شخص یا چیز دیگری؛ مرفه تر یا موفق تر.
adv. به روشی با ثروت بیشتر.

عبارات و ترکیب‌ها

wealthier families

خوشحال تر

becoming wealthier

در حال ثروتمند شدن

much wealthier

بسیار ثروتمندتر

wealthier than

ثروتمندتر از

significantly wealthier

به طور قابل توجهی ثروتمندتر

wealthier nations

کشورهای ثروتمندتر

were wealthier

ثروتمندتر بودند

wealthier individuals

افراد ثروتمندتر

getting wealthier

در حال به دست آوردن ثروت

considerably wealthier

به طور قابل ملاحظه ای ثروتمندتر

جملات نمونه

many people aspire to become wealthier and retire early.

بسیاری از مردم خواهان ثروتمند شدن و بازنشستگی زود هنگام هستند.

the wealthier neighborhoods often have better schools and parks.

محله‌های ثروتمندتر اغلب مدارس و پارک‌های بهتری دارند.

he invested wisely and became significantly wealthier over time.

او باهوشانه سرمایه‌گذاری کرد و در طول زمان به طور قابل توجهی ثروتمندتر شد.

the company aims to help its clients become wealthier through financial planning.

این شرکت هدف دارد به مشتریان خود کمک کند از طریق برنامه‌ریزی مالی ثروتمندتر شوند.

living in a safer area is a priority for wealthier families.

زندگی در یک منطقه امنویت برای خانواده‌های ثروتمندتر اولویت دارد.

she hoped her business would make her and her family wealthier.

امید داشت کسب و کارش باعث ثروتمند شدن او و خانواده‌اش شود.

the new policy could lead to a more equitable distribution of wealth among the population, benefiting even those not currently wealthier.

این سیاست جدید می‌تواند منجر به توزیع عادلانه‌تر ثروت در میان جمعیت شود و حتی به کسانی که در حال حاضر ثروتمند نیستند نیز سود برساند.

they wanted to provide their children with a wealthier and more comfortable future.

می‌خواستند آینده‌ای ثروتمندتر و راحت‌تر برای فرزندانشان فراهم کنند.

the city attracted many wealthier residents due to its excellent amenities.

این شهر به دلیل امکانات عالی خود بسیاری از ساکنان ثروتمندتر را به خود جذب کرد.

becoming wealthier doesn't always guarantee happiness, however.

با این حال، ثروتمند شدن همیشه تضمین شادی نیست.

the museum received a generous donation from a wealthier patron.

این موزه یک کمک سخاوتمندانه از یک حامی ثروتمندتر دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید