wedging

[ایالات متحده]/wedʒ/
[بریتانیا]/wedʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. وارد کردن یا مجبور کردن به بین
vi. وارد کردن یا مجبور کردن به بین
n. یک تکه چوب یا فلز با شکل باریک شونده؛ چیزی که باعث تقسیم می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

wedge shape

شکل هرمی

door wedge

زیر درب

wooden wedge

اتوی چوبی

metal wedge

اتوی فلزی

wedge heel

پاشنه ضربدری

wedge in

قرار دادن اتوی

wedge angle

زاویه اتو

wedge block

بلوک اتو

slot wedge

اسلات هرمی

double wedge

اتو دوگانه

optical wedge

اتو نوری

جملات نمونه

a wedge of cheese.

یک قطعه پنیر

a wedge of pie.

یک قطعه پای

wedge oneself into a crowd

خود را به زور بین جمعیت جا دهید

a wedge in the war on poverty.

یک سنگاندازی در جنگ با فقر

be wedged (in) between two persons

بین دو نفر گیر افتاده بودن

wedge a window to prevent it from rattling

یک تکه چوب را زیر پنجره قرار دهید تا از لرزش آن جلوگیری شود.

The box won't wedge into such a narrow space.

جعبه در چنین فضای باریکی جا نمی‌شود.

shoes with wedge heels

کفش با پاشنه‌ Wedge

The people wedged me into the corner.

مردم من را به گوشه گیر کردند.

I'm not trying to drive a wedge between you and your father.

من سعی نمی‌کنم بین شما و پدرتان تفرقه ایجاد کنم.

He wedged himself through the narrow window.

او از طریق پنجره باریک خود را فشار داد.

Chockstone - Rock or stone tightly wedged in a crack.

چوکستون - سنگ یا سنگی که به طور محکم در شکاف گیر کرده است.

His nomination drove a wedge into party unity.

نامزدی او باعث ایجاد تفرقه در وحدت حزب شد.

Put a wedge under the door so that it will stay open.

یک Wedge زیر در قرار دهید تا باز بماند.

Serve the dish garnished with wedges of lime.

غذا را با تکه‌های لیمو تزئین کرده سرو کنید.

the lorry was wedged in the ditch, one wheel clear of the ground.

تریلی در گودال گیر کرده بود، یک چرخ از زمین جدا بود.

he looked around for a prop or a wedge to pin the door open.

او به دنبال یک وسیله یا Wedge برای باز نگه داشتن در بود.

he invested his wedge in stocks and shares.

او سرمایه Wedge خود را در سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری کرد.

she wedged her holdall between two bags.

او کیف دستی خود را بین دو کیسه جا داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید