| جمع | weirdies |
weirdie friend
دوست عجیب
weirdie moment
لحظه عجیب
weirdie behavior
رفتار عجیب
weirdie dream
رویای عجیب
weirdie story
داستان عجیب
weirdie feeling
احساس عجیب
weirdie thing
چیز عجیب
weirdie idea
ایده عجیب
weirdie situation
وضعیت عجیب
weirdie outfit
لباس عجیب
that's a weirdie of a movie!
آن یک فیلم عجیب و غریبه!
he always wears those weirdie socks.
او همیشه آن جورابهای عجیب و غریب را میپوشد.
she has a weirdie sense of humor.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد.
that was a weirdie coincidence.
آن یک همزمانی عجیب و غریب بود.
my cat behaves like a weirdie sometimes.
گربهام گاهی اوقات مثل یک فرد عجیب و غریب رفتار میکند.
he told a weirdie story at the party.
او در مهمانی یک داستان عجیب و غریب تعریف کرد.
she has a weirdie collection of dolls.
او مجموعهای عجیب و غریب از عروسکها دارد.
that weirdie plant looks like it belongs in another world.
آن گیاه عجیب و غریب به نظر میرسد که متعلق به دنیای دیگری است.
he made a weirdie face when he tasted the food.
وقتی غذا را چشید، چهرهای عجیب و غریب گرفت.
she always finds the weirdie in every situation.
او همیشه عجیب و غریب بودن را در هر شرایطی پیدا میکند.
weirdie friend
دوست عجیب
weirdie moment
لحظه عجیب
weirdie behavior
رفتار عجیب
weirdie dream
رویای عجیب
weirdie story
داستان عجیب
weirdie feeling
احساس عجیب
weirdie thing
چیز عجیب
weirdie idea
ایده عجیب
weirdie situation
وضعیت عجیب
weirdie outfit
لباس عجیب
that's a weirdie of a movie!
آن یک فیلم عجیب و غریبه!
he always wears those weirdie socks.
او همیشه آن جورابهای عجیب و غریب را میپوشد.
she has a weirdie sense of humor.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد.
that was a weirdie coincidence.
آن یک همزمانی عجیب و غریب بود.
my cat behaves like a weirdie sometimes.
گربهام گاهی اوقات مثل یک فرد عجیب و غریب رفتار میکند.
he told a weirdie story at the party.
او در مهمانی یک داستان عجیب و غریب تعریف کرد.
she has a weirdie collection of dolls.
او مجموعهای عجیب و غریب از عروسکها دارد.
that weirdie plant looks like it belongs in another world.
آن گیاه عجیب و غریب به نظر میرسد که متعلق به دنیای دیگری است.
he made a weirdie face when he tasted the food.
وقتی غذا را چشید، چهرهای عجیب و غریب گرفت.
she always finds the weirdie in every situation.
او همیشه عجیب و غریب بودن را در هر شرایطی پیدا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید