wham

[ایالات متحده]/wæm/
[بریتانیا]/wæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ضربه ناگهانی و بلند
v. به شدت ضربه زدن
Word Forms
قسمت سوم فعلwhammed
شکل سوم شخص مفردwhams
صفت یا فعل حال استمراریwhamming
زمان گذشتهwhammed

جملات نمونه

Hollywood wanted a wham-bam end to the plot.

هالیوود می‌خواست یک پایان سریع و هیجان‌انگیز برای داستان داشته باشد.

the follies and whim-whams of the metropolis.

نادانی‌ها و خرافات شهر.

the bombs landed—wham!—right on target.

بمب‌ها با دقت روی هدف فرود آمدند - بام!

he asked me out for a drink, and—wham!—that was it.

او از من خواست که برای یک نوشیدنی بیرون برویم و - بام! - همین بود.

Wham-bam!—we were sitting in a wreck at the foot of the cliff.

وام‌بام! - ما در حالی که در حال نشستن در یک خرابه در پایین صخره بودیم.

He was hit with a wham of realization.

او با یک بام به درک رسید.

The door slammed shut with a loud wham.

در با صدای بلند بسته شد - بام!

The car crashed into the wall with a loud wham.

ماشین با صدای بلند به دیوار برخورد کرد - بام!

She shut the book with a wham.

او کتاب را با یک بام بست.

The thunder struck with a wham.

رعد و برق با یک بام برخورد کرد.

The boxer landed a wham on his opponent's jaw.

بوکسور یک بام را به چانه حریفش وارد کرد.

The tree branch fell to the ground with a wham.

شاخه درخت با یک بام به زمین افتاد.

The hammer hit the nail with a wham.

چکش با یک بام به میخ خورد.

The basketball hit the backboard with a wham.

توپ بسکتبال با یک بام به تخته برخورد کرد.

The heavy rain fell with a wham on the roof.

باران شدید با یک بام روی پشت بام بارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید