Hollywood wanted a wham-bam end to the plot.
هالیوود میخواست یک پایان سریع و هیجانانگیز برای داستان داشته باشد.
the follies and whim-whams of the metropolis.
نادانیها و خرافات شهر.
the bombs landed—wham!—right on target.
بمبها با دقت روی هدف فرود آمدند - بام!
he asked me out for a drink, and—wham!—that was it.
او از من خواست که برای یک نوشیدنی بیرون برویم و - بام! - همین بود.
Wham-bam!—we were sitting in a wreck at the foot of the cliff.
وامبام! - ما در حالی که در حال نشستن در یک خرابه در پایین صخره بودیم.
He was hit with a wham of realization.
او با یک بام به درک رسید.
The door slammed shut with a loud wham.
در با صدای بلند بسته شد - بام!
The car crashed into the wall with a loud wham.
ماشین با صدای بلند به دیوار برخورد کرد - بام!
She shut the book with a wham.
او کتاب را با یک بام بست.
The thunder struck with a wham.
رعد و برق با یک بام برخورد کرد.
The boxer landed a wham on his opponent's jaw.
بوکسور یک بام را به چانه حریفش وارد کرد.
The tree branch fell to the ground with a wham.
شاخه درخت با یک بام به زمین افتاد.
The hammer hit the nail with a wham.
چکش با یک بام به میخ خورد.
The basketball hit the backboard with a wham.
توپ بسکتبال با یک بام به تخته برخورد کرد.
The heavy rain fell with a wham on the roof.
باران شدید با یک بام روی پشت بام بارید.
Hollywood wanted a wham-bam end to the plot.
هالیوود میخواست یک پایان سریع و هیجانانگیز برای داستان داشته باشد.
the follies and whim-whams of the metropolis.
نادانیها و خرافات شهر.
the bombs landed—wham!—right on target.
بمبها با دقت روی هدف فرود آمدند - بام!
he asked me out for a drink, and—wham!—that was it.
او از من خواست که برای یک نوشیدنی بیرون برویم و - بام! - همین بود.
Wham-bam!—we were sitting in a wreck at the foot of the cliff.
وامبام! - ما در حالی که در حال نشستن در یک خرابه در پایین صخره بودیم.
He was hit with a wham of realization.
او با یک بام به درک رسید.
The door slammed shut with a loud wham.
در با صدای بلند بسته شد - بام!
The car crashed into the wall with a loud wham.
ماشین با صدای بلند به دیوار برخورد کرد - بام!
She shut the book with a wham.
او کتاب را با یک بام بست.
The thunder struck with a wham.
رعد و برق با یک بام برخورد کرد.
The boxer landed a wham on his opponent's jaw.
بوکسور یک بام را به چانه حریفش وارد کرد.
The tree branch fell to the ground with a wham.
شاخه درخت با یک بام به زمین افتاد.
The hammer hit the nail with a wham.
چکش با یک بام به میخ خورد.
The basketball hit the backboard with a wham.
توپ بسکتبال با یک بام به تخته برخورد کرد.
The heavy rain fell with a wham on the roof.
باران شدید با یک بام روی پشت بام بارید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید