whingeings

[ایالات متحده]/ˈwɪndʒɪŋz/
[بریتانیا]/ˈwɪndʒɪŋz/

ترجمه

v. pres. part. به شکل دلگیرانه غرغر کردن یا شکایت کردن
n. شکایت‌ها؛ نمونه‌های غرغر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

constant whingeings

زنجیره‌ی طولانی از غرغرها

whingeing child

کودک غرغنده

stop your whingeings

غرغر کردن‌هایت را متوقف کن

petty whingeings

غرغر‌های جزئی

whingeing all day

غرغر کردن تمام روز

endless whingeings

غرغر‌های بی‌پایان

جملات نمونه

his constant whingeings about the weather were tiresome.

ناله های مداوم او در مورد هوا خسته کننده بود.

the customer's whingeings finally made the manager give a refund.

در نهایت، ناله های مشتری باعث شد مدیر وجهی را بازپرداخت کند.

i can't stand her perpetual whingeings about work.

من نمی توانم از ناله های مداوم او در مورد کار متنفر باشم.

the whingeings from the audience disrupted the performance.

ناله های از تماشاچیان باعث اخلال در اجرا شد.

after hours of their whingeings, we finally left.

بعد از ساعت ها ناله های آنها، ما سرانجام رفتیم.

the children's whingeings exhausted their babysitter.

ناله های بچه ها پرستار بچه آنها را خسته کرد.

his whingeings about the food went unanswered.

ناله های او در مورد غذا بی پاسخ ماند.

we ignored the neighbor's whingeings about the noise.

ما ناله های همسایه در مورد سر و صدا را نادیده گرفتیم.

the team's whingeings about the new schedule continued for weeks.

ناله های تیم در مورد برنامه جدید برای هفته ها ادامه داشت.

her whingeings finally paid off when she got what she wanted.

ناله های او سرانجام نتیجه بخش بود وقتی آنچه می خواست به دست آورد.

the politician's whingeings fell on deaf ears.

ناله های سیاستمدار به گوش های کر بی افتاد.

the dog's whingeings signaled that it needed to go outside.

ناله های سگ نشان می داد که نیاز دارد بیرون برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید