worked_out

[ایالات متحده]//ˌwɜːkt ˈaʊt//
[بریتانیا]//ˌwɜːrkt ˈaʊt//

ترجمه

adj. برنامه‌ریزی شده یا به جزئیات توسعه یافته؛ محاسبه شده یا حل شده؛ منابع خالی یا از میان رفته
v. زمان گذشته کار کردن؛ تمرین کردن؛ حل یا یافتن راه‌حل

جملات نمونه

i worked out at the gym every morning last year.

من سال گذشته هر صبح در گیم تمرین می‌کردم.

we finally worked out the solution to the math problem.

ما در نهایت راه‌حل مسئله ریاضی را پیدا کردیم.

the schedule worked out perfectly for everyone.

برنامه‌ریزی برای همه به‌طور کامل مناسب بود.

they worked out their differences and became friends again.

آن‌ها تفاوت‌های خود را حل کردند و دوباره دوست شدند.

could you work out the total cost for me?

آیا می‌توانی برای من هزینه کل را محاسبه کنی؟

she worked out a new business strategy last month.

او ماه گذشته یک استراتژی کسب و کار جدید را طراحی کرد.

the weather worked out great for our outdoor wedding.

آب و هوا برای ازدواج ما در بیرون بسیار مناسب بود.

we need to work out the logistics before the event.

ما قبل از رویداد باید لجستیک‌ها را تنظیم کنیم.

he worked out at home because the gym was closed.

او در خانه تمرین کرد چون گیم بسته بود.

they worked out an agreement after months of negotiations.

پس از ماه‌ها مذاکره، آن‌ها به یک توافق رسیدند.

the details worked out exactly as planned.

جزئیات دقیقاً به‌طور برنامه‌ریزی شده انجام شد.

i can't believe how well everything worked out!

نمی‌تونم باور کنم که همه چیز به‌طور کامل خوب پیش رفته!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید