yarning

[ایالات متحده]/jɑːn/
[بریتانیا]/jɑrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نخ‌ها
vt. با نخ‌ها پیچیدن
vi. داستان گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

knitting yarn

نخ بافندگی

cotton yarn

نخ پنبه

wool yarn

نخ پشم

yarn store

فروشگاه نخ

blended yarn

نخ مخلوط

spun yarn

نخ ریسیده

yarn strength

مقاومت نخ

yarn evenness

یکنواختی نخ

fancy yarn

نخ لوکس

filament yarn

نخ فیلامنت

single yarn

نخ تکی

silk yarn

نخ ابریشم

polyester yarn

نخ پلی‌استر

warp yarn

warp yarn

yarn dyed

نخ رنگ شده

slub yarn

نخ اسلوب

combed yarn

نخ شانه شده

weft yarn

نخ تار

textured yarn

نخ بافت‌دار

core yarn

نخ هسته ای

yarn count

شمارش نخ

جملات نمونه

Fusil of Yarn - Negotiation.

تفنگ نخ - مذاکره

they spin wool into the yarn for weaving.

آنها پشم را به نخ برای بافتن تبدیل می‌کنند.

yarn that is a mixture of nylon and cotton.

نخ که ترکیبی از نایلون و پنبه است.

knitting yarns in mohair blends.

الیاف بافتنی در ترکیب با موهیر

Men yarn of the harbour's famous pilots.

مردان از خلبانان مشهور بندرگاه صحبت می‌کنند.

Knotless operation can reduce yarn defects and improve resultant yarn quality on a certain degree.

عملکرد بدون گره می تواند نقص الیاف را کاهش داده و کیفیت الیاف حاصل را تا حدودی بهبود بخشد.

Applicable yarns include pashm, wool, mercerized cotton yarn and rayon/Chinlon, etc.

الیاف قابل اجرا شامل پشم، پشم، نخ پنبه مرسریز شده و ریون/چینلون و غیره است.

all the yarns she'd been handing me.

تمام نخ‌هایی که به من می‌داد.

the yarn can be any ply from two to eight.

این نخ می‌تواند از دو تا هشت رشته باشد.

a linen-mix yarn which washes well.

نوع نخ کتان که خوب شسته می‌شود.

they were yarning about local legends and superstitions.

آنها در مورد افسانه‌ها و خرافات محلی صحبت می‌کردند.

he sat yarning to his mother.

او کنار مادرش نشسته بود و با او صحبت می‌کرد.

I stopped to have a yarn with him.

من برای صحبت کردن با او توقف کردم.

She stopped to have a yarn with me.

او برای صحبت کردن با من توقف کرد.

His grandmother spun him a yarn at the fire.

مادربزرگش در کنار آتش برای او یک داستان بافت.

Cotton, Egyptian Cotton, Raw Cotton, Extra Long Cotton, Cotton Yarn, Yarn, Egyptian Exporters, Cotton Classer, Controllers Yarn

پنبه، پنبه مصری، پنبه خام، پنبه بلند اضافی، نخ پنبه‌ای، نخ، صادرکنندگان مصری، درجه‌بندی‌کننده پنبه، نخ کنترل‌کننده

the yarn's fanciful excesses are counterpointed with some sharp and unsentimental dialogue.

اغراق‌های خیال انگیز نخ با برخی از دیالوگ‌های تیز و بی‌احساس مقابله می‌شود.

Don't give me some cooked-up yarn!

به من داستان‌سرایی نکن!

A lady wears white yarn tippet, svelte coming from a distance.

خانمی لباس سفید می‌پوشد، از دور جذاب به نظر می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید