yoked

[ایالات متحده]/jəʊkt/
[بریتانیا]/joʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به هم پیوسته یا مرتبط شده است

عبارات و ترکیب‌ها

yoked together

یکجا شده

yoked animals

حیوانات بسته شده

yoked pairs

جفت‌های بسته شده

yoked forces

نیروهای بسته شده

yoked system

سیستم بسته شده

yoked togetherness

همراهی بسته شده

yoked relationships

روابط بسته شده

yoked destiny

سرنوشت بسته شده

yoked commitment

تعهد بسته شده

yoked efforts

تلاش‌های بسته شده

جملات نمونه

the two horses were yoked together to pull the cart.

دو اسب به هم بسته شده بودند تا گاری را بکشند.

they felt yoked by the responsibilities of their jobs.

آنها احساس می‌کردند که مسئولیت‌های شغلی آنها را به بند کشیده است.

in a partnership, both parties should not feel yoked.

در یک شراکت، هیچ یک از طرفین نباید احساس کنند که به بند کشیده شده‌اند.

the oxen were yoked for the day's labor.

گاوها برای کار روزانه به هم بسته شده بودند.

she felt yoked to her family's expectations.

او احساس می‌کرد که به انتظارات خانواده‌اش گره خورده است.

they were yoked in a common cause for justice.

آنها در یک هدف مشترک برای عدالت به هم گره خورده بودند.

the yoke of tradition can be heavy to bear.

بار سنگین سنت می‌تواند قابل تحمل نباشد.

he was yoked to his duties as a leader.

او به وظایف خود به عنوان یک رهبر گره خورده بود.

the two friends felt yoked by their shared experiences.

دوستان احساس می‌کردند که تجربیات مشترکشان آنها را به هم گره زده است.

the team was yoked in their efforts to win the championship.

تیم در تلاش برای کسب قهرمانی با هم متحد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید