zen-like calm
خیلی آرام و متعادل
a zen-like state
حالتی مانند زن
zen-like focus
تمرکزی مانند زن
felt zen-like
احساسی مانند زن داشت
achieving zen-like
به حالتی مانند زن دست یافت
zen-like composure
خیلی آرام و متعادل
displaying zen-like
نمایش حالتی مانند زن
maintaining zen-like
حفظ حالتی مانند زن
possessed zen-like
دارای حالتی مانند زن
zen-like grace
خوشرویی مانند زن
she maintained a zen-like calm throughout the chaotic meeting.
او در طول جلسهی پر از هیاهو، آرامشی شبیه به زن حفظ کرد.
his zen-like approach to problem-solving involves deep reflection.
رویکرد او در حل مسئلهها شبیه به زن است که شامل تفکر عمیق میشود.
the garden had a zen-like atmosphere, peaceful and serene.
این باغ دارای جوی شبیه به زن، آرام و معتدل بود.
he offered a zen-like response, simply stating, "it is what it is."
او پاسخی شبیه به زن ارائه کرد و به سادگی گفت: "چیزی که است، همان است."
the instructor encouraged a zen-like focus during meditation.
مربی در حین مدیتیشن، تمرکزی شبیه به زن را تشویق کرد.
the chef's zen-like precision was evident in each dish.
دقتی شبیه به زن پовар در هر غذایی آشکار بود.
she adopted a zen-like acceptance of the unexpected outcome.
او پذیرشی شبیه به زن از نتیجهی غیرمنتظره را پذیرفته بود.
he demonstrated a zen-like detachment from material possessions.
او از داراییهای مادی به صورتی شبیه به زن دوری نشان داد.
the artist's zen-like style is characterized by simplicity and balance.
سبک هنرمند شبیه به زن با سادگی و تعادل مشخص میشود.
the monk's zen-like wisdom offered guidance and clarity.
حکمتی شبیه به زن مونس، راهنمایی و روشنی ارائه میداد.
the yoga instructor promoted a zen-like state of mind for stress reduction.
مربی یوگا حالت ذهنی شبیه به زن را برای کاهش استرس ترویج میداد.
zen-like calm
خیلی آرام و متعادل
a zen-like state
حالتی مانند زن
zen-like focus
تمرکزی مانند زن
felt zen-like
احساسی مانند زن داشت
achieving zen-like
به حالتی مانند زن دست یافت
zen-like composure
خیلی آرام و متعادل
displaying zen-like
نمایش حالتی مانند زن
maintaining zen-like
حفظ حالتی مانند زن
possessed zen-like
دارای حالتی مانند زن
zen-like grace
خوشرویی مانند زن
she maintained a zen-like calm throughout the chaotic meeting.
او در طول جلسهی پر از هیاهو، آرامشی شبیه به زن حفظ کرد.
his zen-like approach to problem-solving involves deep reflection.
رویکرد او در حل مسئلهها شبیه به زن است که شامل تفکر عمیق میشود.
the garden had a zen-like atmosphere, peaceful and serene.
این باغ دارای جوی شبیه به زن، آرام و معتدل بود.
he offered a zen-like response, simply stating, "it is what it is."
او پاسخی شبیه به زن ارائه کرد و به سادگی گفت: "چیزی که است، همان است."
the instructor encouraged a zen-like focus during meditation.
مربی در حین مدیتیشن، تمرکزی شبیه به زن را تشویق کرد.
the chef's zen-like precision was evident in each dish.
دقتی شبیه به زن پовар در هر غذایی آشکار بود.
she adopted a zen-like acceptance of the unexpected outcome.
او پذیرشی شبیه به زن از نتیجهی غیرمنتظره را پذیرفته بود.
he demonstrated a zen-like detachment from material possessions.
او از داراییهای مادی به صورتی شبیه به زن دوری نشان داد.
the artist's zen-like style is characterized by simplicity and balance.
سبک هنرمند شبیه به زن با سادگی و تعادل مشخص میشود.
the monk's zen-like wisdom offered guidance and clarity.
حکمتی شبیه به زن مونس، راهنمایی و روشنی ارائه میداد.
the yoga instructor promoted a zen-like state of mind for stress reduction.
مربی یوگا حالت ذهنی شبیه به زن را برای کاهش استرس ترویج میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید