conspirator

[ایالات متحده]/kən'spɪrətə/
[بریتانیا]/kən'spɪrətɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همدست، طراح
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

co-conspirator

همدست

جملات نمونه

The conspirators will be foiled in their intrigue.

متهمان توطئه در فریبکارانه خود ناکام خواهند شد.

The conspirators took no part in the fighting which ensued.

توطئه‌گران در درگیری که رخ داد، نقشی نداشتند.

The embers of the great fire had so far burned themselves out, and now glowed so low and duskily, that I understood why these conspirators desired a torch.

خاکستر آتش بزرگ تا کنون خاموش شده بود و اکنون به گونه‌ای کم‌نور و خاکستری می‌درخشید که فهمیدم چرا این توطئه‌گران به یک مشعل نیاز داشتند.

The conspirator plotted to overthrow the government.

توطئه‌گر برای سرنگونی دولت طرح‌ریزی کرد.

She was arrested for being a conspirator in the crime.

او به اتهام توطئه در جرم دستگیر شد.

The conspirator's plan was foiled by the authorities.

برنامه توطئه‌گر توسط مقامات خنثی شد.

He was accused of being a conspirator in the assassination plot.

او به اتهام توطئه در طرح ترور متهم شد.

The conspirator's identity was finally revealed.

هویت توطئه‌گر سرانجام فاش شد.

The conspirator was sentenced to life in prison.

توطئه‌گر به حبس ابد محکوم شد.

The conspirator's motives remain unclear.

انگیزه‌های توطئه‌گر هنوز نامشخص است.

The conspirator remained silent during the interrogation.

توطئه‌گر در طول بازجویی سکوت کرد.

The conspirator was caught on camera at the scene of the crime.

توطئه‌گر در صحنه جرم توسط دوربین ضبط شد.

The conspirator's accomplices were also arrested.

همدست‌های توطئه‌گر نیز دستگیر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید