de-husked corn
ذرت بدون سبوس
newly de-husked
به تازگی جدا شده از سبوس
de-husked rice
برنج بدون سبوس
get de-husked
بدون سبوس تهیه کنید
de-husked grains
دانه های بدون سبوس
thoroughly de-husked
کاملاً جدا شده از سبوس
de-husked barley
جو بدون سبوس
the farmer carefully sorted the de-husked rice for export.
کشاورز با دقت برنج پوستکنده را برای صادرات انتخاب کرد.
we need a large quantity of de-husked sesame seeds for our bakery.
ما به مقدار زیادی دانه کنجد پوستکنده برای نانوایی خود نیاز داریم.
the de-husked barley was used to make a hearty soup.
جو پوستکنده برای تهیه یک سوپ مقوی استفاده شد.
after de-husking, the quinoa was thoroughly rinsed.
پس از پوستکنده کردن، کینوا به طور کامل آبکشی شد.
the process of de-husking corn is essential for animal feed.
فرآیند پوستکنده کردن ذرت برای خوراک دام ضروری است.
the mill specializes in de-husked millet for porridge production.
کارخانه آردسازی در تولید فرنی در پوستکنده کردن ارزن تخصص دارد.
ensure the de-husked amaranth is free from any debris.
اطمینان حاصل کنید که ارده پوستکنده عاری از هرگونه زباله باشد.
the machine efficiently separates the grain from the de-husked hulls.
دستگاه به طور مؤثر دانه را از پوستههای پوستکنده جدا میکند.
we are purchasing de-husked sorghum for our new product line.
ما در حال خرید ذرت پوستکنده برای خط تولید جدید خود هستیم.
the de-husked oats were ground into flour for baking.
جو پوستکنده به آرد برای پخت تبدیل شد.
storage conditions must maintain the quality of the de-husked seeds.
شرایط نگهداری باید کیفیت دانههای پوستکنده را حفظ کند.
de-husked corn
ذرت بدون سبوس
newly de-husked
به تازگی جدا شده از سبوس
de-husked rice
برنج بدون سبوس
get de-husked
بدون سبوس تهیه کنید
de-husked grains
دانه های بدون سبوس
thoroughly de-husked
کاملاً جدا شده از سبوس
de-husked barley
جو بدون سبوس
the farmer carefully sorted the de-husked rice for export.
کشاورز با دقت برنج پوستکنده را برای صادرات انتخاب کرد.
we need a large quantity of de-husked sesame seeds for our bakery.
ما به مقدار زیادی دانه کنجد پوستکنده برای نانوایی خود نیاز داریم.
the de-husked barley was used to make a hearty soup.
جو پوستکنده برای تهیه یک سوپ مقوی استفاده شد.
after de-husking, the quinoa was thoroughly rinsed.
پس از پوستکنده کردن، کینوا به طور کامل آبکشی شد.
the process of de-husking corn is essential for animal feed.
فرآیند پوستکنده کردن ذرت برای خوراک دام ضروری است.
the mill specializes in de-husked millet for porridge production.
کارخانه آردسازی در تولید فرنی در پوستکنده کردن ارزن تخصص دارد.
ensure the de-husked amaranth is free from any debris.
اطمینان حاصل کنید که ارده پوستکنده عاری از هرگونه زباله باشد.
the machine efficiently separates the grain from the de-husked hulls.
دستگاه به طور مؤثر دانه را از پوستههای پوستکنده جدا میکند.
we are purchasing de-husked sorghum for our new product line.
ما در حال خرید ذرت پوستکنده برای خط تولید جدید خود هستیم.
the de-husked oats were ground into flour for baking.
جو پوستکنده به آرد برای پخت تبدیل شد.
storage conditions must maintain the quality of the de-husked seeds.
شرایط نگهداری باید کیفیت دانههای پوستکنده را حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید