defeat

[ایالات متحده]/dɪˈfiːt/
[بریتانیا]/dɪˈfiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. غلبه کردن در یک نبرد یا مسابقه؛ باعث ناکامی شدن
n. شکست؛ پیروزی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdefeating
زمان گذشتهdefeated
شکل سوم شخص مفردdefeats
جمعdefeats
قسمت سوم فعلdefeated

عبارات و ترکیب‌ها

suffer defeat

تحمل شکست

accept defeat

پذیرش شکست

experience defeat

تجربه شکست

admit defeat

اعتراف به شکست

taste defeat

چشیدن شکست

جملات نمونه

convert defeat into victory

تبدیل شکست به پیروزی

the defeat of a lifelong dream.

شکست یک رویای مادام‌العمر

take a defeat with true sportsmanship

شکست را با روح ورزشکاری واقعی بپذیرید

a 1–0 defeat by Grimsby.

شکست 1–0 توسط گریمزبی

to recuperate after a defeat

برای بهبودی پس از شکست

Garibaldi defeated the Neapolitan army.

گاریبالدی ارتش ناپل را شکست داد.

defeated the incumbent in a close election.

در یک انتخابات نزدیک، نامزد فعلی را شکست داد.

the party was narrowly defeated in the elections.

حزب در انتخابات به طور باریک به شکست رسید.

the rebirth of a defeated nation.

تولد دوباره یک ملت شکست‌خورده

they defeated them in the semi.

آنها آنها را در نیمه نهایی شکست دادند.

Everton were staring defeat in the face.

اورتون با شکست روبرو بود.

jeer at a defeated enemy

به یک دشمن شکست‌خورده تمسخر کنید

bring defeat upon oneself

شکست را بر سر خود بیاورید

They were staring defeat in the face.

آنها با شکست روبرو بودند.

read defeat in the slump of his shoulders.

شکست را در افتادگی شانه‌هایش خواند.

the stigma of ignominious defeat;

ننگ شکست مفتضحانه;

نمونه‌های واقعی

What of his famous defeat of Grindelwald?

چه می‌شود در مورد شکست معروفش از گریندلوالد؟

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

And we will ultimately and expeditiously defeat this virus.

و ما در نهایت و به سرعت این ویروس را شکست خواهیم داد.

منبع: CNN Listening Compilation April 2020

That is why we will defeat this coronavirus and defeat it together.

به همین دلیل ما این ویروس کرونا را شکست خواهیم داد و آن را با هم شکست خواهیم داد.

منبع: Boris Johnson's Speech Collection

For some commentators, this amounted to a defeat.

برای برخی از تحلیلگران، این به معنای شکست بود.

منبع: The Economist (Summary)

" A man can be destroyed but not defeated."

«یک مرد می‌تواند نابود شود اما نه شکست بخورد.»

منبع: The Old Man and the Sea

Trump charged with plotting to overturn election defeat.

ترامپ به توطینه برای برگرداندن شکست انتخابات متهم شد.

منبع: Learn English by following hot topics.

To bite the dust can mean suffering defeat.

از پای در آمدن می‌تواند به معنای تحمل شکست باشد.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

In me is thy own defeat of self.

در من، شکست خودت وجود دارد.

منبع: Selected Poems of Tagore

They have to be defeated ideologically and politically.

آنها باید از نظر ایدئولوژیک و سیاسی شکست داده شوند.

منبع: CNN Listening Collection May 2019

They reason about how best to defeat me.

آنها در مورد اینکه چگونه بهتر است من را شکست دهند، استدلال می‌کنند.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید