disturbs

[ایالات متحده]/dɪˈstɜːbz/
[بریتانیا]/dɪˈstɜrbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مزاحمتی ایجاد کردن یا مداخله کردن با کسی یا چیزی؛ باعث اضطراب یا نگرانی شدن؛ به هم زدن یا متلاطم کردن (مثل آب)

عبارات و ترکیب‌ها

disturbs peace

آرامش را مختل می‌کند

disturbs sleep

خواب را مختل می‌کند

disturbs focus

تمرکز را مختل می‌کند

disturbs balance

تعادل را مختل می‌کند

disturbs environment

محیط را مختل می‌کند

disturbs workflow

گردش کار را مختل می‌کند

disturbs harmony

هماهنگی را مختل می‌کند

disturbs routine

روال را مختل می‌کند

disturbs tranquility

آرامش را مختل می‌کند

disturbs concentration

تمرکز را مختل می‌کند

جملات نمونه

the loud music disturbs my concentration.

موسیقی بلند حواس مرا پرت می‌کند.

he often disturbs the class with his jokes.

او اغلب با شوخی‌هایش کلاس را آزار می‌دهد.

don't disturb the sleeping baby.

نوزاد خفته را آزار ندهید.

the construction noise disturbs the neighbors.

سر و صدای ساخت و ساز همسایگان را آزار می‌دهد.

she disturbs my peace with her constant questions.

او با سؤالاتش آرامش من را به هم می‌زند.

disturbing the wildlife is not allowed in the park.

آزار دادن حیات وحش در پارک مجاز نیست.

the unexpected visit disturbed our plans for the evening.

بازدید غیرمنتظره برنامه‌های ما را برای شب به هم ریخت.

her phone call disturbed my quiet afternoon.

تماس تلفنی او بعد از ظهر آرام من را به هم ریخت.

he disturbs others by talking loudly on the phone.

او با صحبت کردن بلند در تلفن، دیگران را آزار می‌دهد.

please do not disturb the staff during the meeting.

لطفاً در طول جلسه کارکنان را آزار ندهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید