givings

[ایالات متحده]/'ɡɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ارائه؛ چیزی که به عنوان هدیه یا پیشکش داده می‌شود
v. ارائه دادن؛ پیشنهاد دادن؛ تولید کردن؛ ارائه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

giving back

بازگرداندن

giving love

بخشیدن عشق

giving thanks

قدردانی کردن

giving charity

بخشیدن خیر

giving support

ارائه پشتیبانی

giving up

سپرده دادن

giving away

هدیه دادن

جملات نمونه

giving the signal to advance.

ارسال سیگنال برای پیشروی.

giving the lawn a rake.

چمن را با یک چنگک جارو کردن.

a health-giving potion

یک معجون سلامت بخش.

he is poor at giving instructions.

او در ارائه دستورالعمل ضعیف است.

she was giving me the come-on .

او سعی می کرد اغوا کند.

this blonde was giving me the eye.

این بلوند به من چشمک می زد.

I've been giving out leaflets.

من برگه ها پخش کرده ام.

the life-giving water of baptism.

آب حیات بخش تعمید.

she felt mean not giving a tip.

او احساس گناه کرد که انعام نداد.

I was giving the floor a quick sweep.

من کف را به سرعت جارو می کردم.

be chary of giving offense

در ایجاد ناراحتی محتاط باشید.

giving out free passes.

ارائه کارت های رایگان.

suspect sb. of giving false information

مشکوک بودن به ارائه اطلاعات نادرست.

Experience is their preparation for giving advice.

تجربه آنها برای ارائه مشاوره آماده سازی است.

observant to avoid giving offense;

مشاهده برای جلوگیری از توهین;

The radio is giving out a signal.

رادیو سیگنال ارسال می کند.

He is giving the commentary on the basketball game.

او در حال ارائه گزارش بازی بسکتبال است.

I'm giving you a summary of facts.

من در حال ارائه خلاصه ای از حقایق به شما هستم.

A stout tailwind was giving a friendly boost.

یک وزش باد قوی کمک دوستانه‌ای می‌کرد.

Why are you giving me the third degree?

چرا دارید من را بازجوی می کنید؟

نمونه‌های واقعی

She toured the country, giving lecture after lecture.

او کشور را گشت و سخنرانی پس از سخنرانی ارائه داد.

منبع: Stories of World Celebrities: Literary Figures and Poets

Thank you for giving birth to Jonathan.

برای به دنیا آوردن جاناتان از شما متشکرم.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Researchers wondered how the increased income affected charitable giving.

محققان می خواستند بدانند افزایش درآمد چگونه بر اهدای خیرخواهانه تأثیر می گذارد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection October 2014

Watch for the phrase " not giving up."

به عبارت " تسلیم نمی شویم" توجه کنید.

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

People will insist on giving me books.”

مردم اصرار خواهند داشت که کتاب به من بدهند.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

But there was no giving up now.

اما دیگر جایی برای تسلیم شدن نبود.

منبع: TED Talks (Audio Version) January 2020 Compilation

Both teams are really giving it their all.

هر دو تیم واقعاً تمام تلاش خود را می کنند.

منبع: Sarah and the little duckling

Seriously, you're both giving me a headache!

جدی میگم، شما هر دو دارید سردرد من را بیشتر می کنید!

منبع: Lost Girl Season 2

They've both been partly submerged and army helicopters have been giving assistance.

هر دو تا نیمه غوطه ور شده اند و بالگردهای ارتش کمک می کنند.

منبع: BBC Listening Compilation April 2019

Yes, I noticed she'd been giving you fits.

بله، متوجه شدم که او باعث ناراحتی شما شده است.

منبع: American Horror Story: Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید