inefficaciously

[ایالات متحده]/[ˌɪnfɪˈkeɪʃ.ə.li]/
[بریتانیا]/[ˌɪn.fɪˈkeɪ.ʃəs.li]/

ترجمه

adv. به روشی ناکارآمد؛ بدون موفقیت؛ بدون مهارت یا کارایی.

عبارات و ترکیب‌ها

inefficaciously handled

به طرز ناکارآمدی انجام شد

acting inefficaciously

به طرز ناکارآمدی عمل کردن

inefficaciously attempting

به طرز ناکارآمدی تلاش کردن

quite inefficaciously

کاملاً ناکارآمدانه

inefficaciously done

به طرز ناکارآمدی انجام شده

inefficaciously argued

به طرز ناکارآمدی استدلال شد

inefficaciously explained

به طرز ناکارآمدی توضیح داده شد

inefficaciously working

به طرز ناکارآمدی کار کردن

inefficaciously communicated

به طرز ناکارآمدی ارتباط برقرار شد

inefficaciously presented

به طرز ناکارآمدی ارائه شد

جملات نمونه

the marketing campaign ran inefficaciously, yielding minimal results.

کمپین بازاریابی به طور ناکارآمد پیش رفت و نتایج کمی به دست آورد.

he attempted to argue inefficaciously, failing to sway the committee.

او سعی کرد به طور ناکارآمد استدلال کند و نتوانست نظر کمیته را جلب کند.

the outdated software performed inefficaciously, slowing down the entire system.

نرم‌افزار قدیمی به طور ناکارآمد عمل می‌کرد و کل سیستم را کند می‌کرد.

the team worked inefficaciously, missing deadlines and frustrating the client.

تیم به طور ناکارآمد کار کرد، مهلت‌ها را از دست داد و باعث نارضایتی مشتری شد.

the politician delivered his speech inefficaciously, failing to connect with the audience.

سیاستمدار سخنرانی خود را به طور ناکارآمد ارائه داد و نتوانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند.

the new policy was implemented inefficaciously, creating more problems than it solved.

سیاست جدید به طور ناکارآمد اجرا شد و مشکلات بیشتری نسبت به آنچه حل کرد ایجاد کرد.

the investigation proceeded inefficaciously, hampered by a lack of resources.

تحقیقات به طور ناکارآمد پیش رفت و با کمبود منابع همراه بود.

the company managed its finances inefficaciously, leading to significant losses.

شرکت امور مالی خود را به طور ناکارآمد مدیریت کرد که منجر به خسارات قابل توجهی شد.

the training program was designed inefficaciously, failing to improve employee skills.

برنامه آموزشی به طور ناکارآمد طراحی شده بود و نتوانست مهارت‌های کارمندان را بهبود بخشد.

the communication strategy was executed inefficaciously, resulting in confusion and misunderstandings.

استراتژی ارتباطی به طور ناکارآمد اجرا شد و منجر به سردرگمی و سوء تفاهم شد.

the legal process unfolded inefficaciously, dragging on for years without resolution.

فرآیند قانونی به طور ناکارآمد پیش رفت و سال‌ها بدون حل شدن به طول انجامید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید