semi-circle

[ایالات متحده]/[ˈsɛmɪˌsɜː.kəl]/
[بریتانیا]/[ˈsɛmɪˌsɝː.kəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکل که از طریق یک منحنی دو نقطه را روی یک دایره به هم متصل می‌کند؛ بخشی از یک دایره؛ یک نیم‌دایره
adj. به شکل نیم‌دایره
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

semi-circle shape

نیم دایره شکل

semi-circle moon

نیم دایره ماه

semi-circle window

نیم دایره پنجره

semi-circle design

طراحی نیم دایره

semi-circle pattern

الگوی نیم دایره

semi-circle stage

صحنه نیم دایره

semi-circle park

پارک نیم دایره

semi-circle line

خط نیم دایره

جملات نمونه

the window had a semi-circle design above it.

پنجره دارای طرح نیم‌دایره‌ای در بالا بود.

a perfect semi-circle was formed by the dancers.

یک نیم‌دایره کامل توسط رقصندگان شکل گرفته بود.

the moon appeared as a thin semi-circle in the sky.

ماه به شکل یک نیم‌دایره نازک در آسمان ظاهر شد.

she drew a semi-circle with a blue crayon.

او با یک مداد آبی یک نیم‌دایره کشید.

the archway was shaped like a large semi-circle.

طاقچه به شکل یک نیم‌دایره بزرگ بود.

the ferris wheel's gondolas moved in a semi-circle.

گوندول‌های چرخ و فلک در یک نیم‌دایره حرکت می‌کردند.

he cut a semi-circle from the pizza.

او یک نیم‌دایره از پیتزا برش زد.

the stadium seating formed a giant semi-circle.

صندلی‌های استادیوم یک نیم‌دایره غول پیکر را تشکیل می‌دادند.

the path curved in a gentle semi-circle.

مسیر به آرامی در یک نیم‌دایره منحنی بود.

the stained-glass window featured a semi-circle motif.

پنجره витраژ دارای طرح نیم‌دایره‌ای بود.

the fountain’s spray created a beautiful semi-circle.

اسپری فواره یک نیم‌دایره زیبا ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید