unbuckle

[ایالات متحده]/ʌn'bʌk(ə)l/
[بریتانیا]/ˌʌn'bʌkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باز کردن بند \nvi. باز کردن بند
Word Forms
زمان گذشتهunbuckled
صفت یا فعل حال استمراریunbuckling
جمعunbuckles
شکل سوم شخص مفردunbuckles
قسمت سوم فعلunbuckled

جملات نمونه

Unbuckle your pack's waistbelt before starting.

قبل از شروع، کمربند کوله‌پشتی خود را باز کنید.

Standing up,he unbuckled his belt,and spread it laden across his waist.

ایستاده، او کمربند خود را باز کرد و آن را به صورت بار شده روی کمر خود پهن کرد.

Please unbuckle your seatbelt before exiting the vehicle.

لطفاً قبل از خروج از خودرو کمربند ایمنی خود را باز کنید.

She struggled to unbuckle the stubborn belt.

او برای باز کردن بند سرسخت تلاش کرد.

The child couldn't unbuckle the car seat on his own.

کودک نتوانست به تنهایی صندلی ماشین را باز کند.

I always forget to unbuckle my backpack before taking it off.

من همیشه فراموش می‌کنم کوله‌پشتی خود را قبل از برداشتن آن باز کنم.

He managed to unbuckle his ski boots after a few attempts.

او پس از چند تلاش موفق به باز کردن چکمه‌های اسکی خود شد.

The flight attendant reminded passengers to unbuckle their seatbelts during turbulence.

خدمت پرواز به مسافران یادآوری کرد که در هنگام تلاطم هوا کمربندهای ایمنی خود را باز کنند.

She reached behind her to unbuckle the baby from the car seat.

او از پشت سر خود برای باز کردن نوزاد از صندلی ماشین اقدام کرد.

It's important to unbuckle your helmet after a motorcycle ride.

پس از یک مسابقه موتورسواری، مهم است که کلاه ایمنی خود را باز کنید.

The instructor demonstrated how to unbuckle the harness before the skydiving jump.

مربی نحوه باز کردن مهار را قبل از پرش با چتر نجات نشان داد.

The mechanic had to unbuckle the engine cover to access the faulty part.

مکانیک مجبور شد برای دسترسی به قطعه معیوب، درب موتور را باز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید