unstrap your seatbelt
باز کردن کمربند ایمنی
unstrap the backpack
باز کردن کولهپشتی
unstrap the harness
باز کردن هِمات
unstrap the device
باز کردن دستگاه
unstrap the child
باز کردن بند کودک
unstrap the helmet
باز کردن کلاه ایمنی
unstrap the equipment
باز کردن تجهیزات
unstrap the belt
باز کردن کمربند
unstrap your shoes
باز کردن کفشها
unstrap the cargo
باز کردن بار
he decided to unstrap his backpack before sitting down.
او تصمیم گرفت کولهپشتی خود را قبل از نشستن باز کند.
make sure to unstrap the helmet before taking it off.
مطمئن شوید قبل از برداشتن آن، کلاه ایمنی را باز کنید.
she needed to unstrap the dog from its leash to let it run free.
او نیاز داشت سگ را از قلادهاش باز کند تا آزادانه بدود.
the climber had to unstrap his gear before descending.
صخرهنورد مجبور شد قبل از پایین آمدن، تجهیزات خود را باز کند.
he forgot to unstrap the car seat before lifting it out.
او فراموش کرد قبل از بلند کردن آن، صندلی ماشین را باز کند.
before getting off the bike, she had to unstrap her foot from the pedal.
قبل از پیاده شدن از دوچرخه، او مجبور شد پای خود را از پدال باز کند.
they will unstrap the cargo once they reach the destination.
آنها بار را پس از رسیدن به مقصد باز خواهند کرد.
he carefully unstrapped the gift to see what was inside.
او با دقت هدیه را باز کرد تا ببیند داخل چه چیزی است.
always unstrap your gear after a long day of hiking.
همیشه بعد از یک روز طولانی پیادهروی، تجهیزات خود را باز کنید.
she had to unstrap the baby from the stroller to change its diaper.
او مجبور شد برای تعویض پوشک، نوزاد را از کالسکه باز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید