assassination

[ایالات متحده]/ə,sæsi'neiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترور

عبارات و ترکیب‌ها

political assassination

ترور سیاسی

جملات نمونه

hatch an assassination plot.

طرح ترور کشف کردن

Who instigated assassination ?

چه کسی دستور قتل را صادر کرد؟

The assassination of the president brought matters to a head.

ترور رئیس جمهور اوضاع را به اوج رساند.

he has survived several assassination attempts.

او جان سالم بدر از چندین تلاش برای ترور برده است.

Evolving index on events and people from the Gracchi brothers to the assassination of Caesar, including land reform, Jugurthine and Mithridatic wars, Marius, Pompey, Crassus and more.

شاخص در حال تحول در مورد وقایع و افراد از برادران گرکی تا ترور ژولیو سزار، از جمله اصلاحات ارضی، جنگ های یوگورثین و میثریدیاتیک، ماریوس، پومپه، کراسوس و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید