trump

[ایالات متحده]/trʌmp/
[بریتانیا]/trʌmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترامپ، وسیله مؤثر، شیپور؛
vt. با کارت ترامپ یک ترفند را بردن، با شیپور اعلام کردن؛
vi. شیپور نواختن، جعل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

trump card

کارت ویژه

trumped up charges

اتهامات ساختگی

trumpet

ترومپت

trumpet player

نوازنده ترومپت

donald trump

دونالد ترامپ

جملات نمونه

I had to play a trump to win the trick.

من مجبور بودم یک سر نشان ببرم تا حقه را ببرم.

trumped up a charge of conspiracy.

یک اتهام توطئه ساختگی مطرح کرد.

She was never able to trump up the courage to have a showdown.

هرگز نتوانست شجاعت لازم برای رویارویی را به دست آورد.

in this month General Haig decided to play his trump card: the tank.

در این ماه، ژنرال هیگ تصمیم گرفت سر نشان خود را بازی کند: تانک.

if the fetus is human life, that trumps any argument about the freedom of the mother.

اگر جنین حیات انسانی باشد، این موضوع بر هر استدلالی در مورد آزادی مادر غلبه می‌کند.

Conrad came up trumps again, finishing fourth in the 800 metres.

کنراد دوباره موفق عمل کرد و در مسابقه 800 متر چهارم شد.

they've trumped up charges against her.

آنها اتهامات ساختگی علیه او مطرح کرده اند.

He was never able to trump up the courage to have a showdown .

او هرگز نتوانست شجاعت کافی برای رویارویی داشته باشد.

my partner's play of the last trump; his clumsy play of the rebound.

بازی آخرین ترامپ شریک من؛ بازی دست و پا چلفتی او با ریباند.

Many schools use small classes as their trump card in marketing campaigns.

بسیاری از مدارس از کلاس های کوچک به عنوان کارت ترامپ خود در کمپین های بازاریابی استفاده می کنند.

Every time John is late getting home he trumps up some new excuse.

هر بار که جان دیر به خانه می رسد، یک بهانه جدید به دست می آورد.

Sylvia does not get on with the supervisor and the danger is that he will trump up some charge to discredit her.

سیلویا با ناظر ارتباط خوبی ندارد و خطر این است که او اتهامی را جعل کند تا او را شرمسنده کند.

That woman trumped up various baseless charges against him.

آن زن اتهامات بی‌اساس متعددی را ساخت.

It became clear, during the trial, that most of the charges against the defendant were trumped up.

در طول محاکمه مشخص شد که بیشتر اتهامات علیه متهم ساختگی بوده اند.

This defender’s ability to score vital goals has often proved a trump card.

توانایی این مدافع برای کسب گل های حیاتی اغلب به عنوان یک کارت ترامپ ثابت شده است.

Several of his colleagues trumped up a complaint to get him removed from the job.

چند نفر از همکارانش یک شکایت ساختگی مطرح کردند تا او را از کار بردارند.

He waited until the last minute to play his trump card and tell them about his plans to cut costs.

او تا آخرین لحظه صبر کرد تا کارت ترامپ خود را بازی کند و به آنها در مورد برنامه های خود برای کاهش هزینه ها بگوید.

The simple solution is to rely on 3-2 trumps and 4-3 spades, ruffing three spades in hand.

راه حل ساده این است که به ترامپ های 3-2 و خشت های 4-3 تکیه کنید و سه خشت را در دست خود روف کنید.

After two rounds of trumps you just switch to hearts, and when East ruffs he has to lead into the club tenace.

بعد از دو دور ترامپ، فقط به خرتان می روید و وقتی شرقی روف می کند، باید به سمت تنیس باشگاه هدایت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید