aestheticizes

[ایالات متحده]/iːsˈθɛtɪsɪz/
[بریتانیا]/ɛsˈθɛtɪsɪz/

ترجمه

v. زیباتر کردن؛ زیبایی بخشیدن؛ به چیزی ویژگی‌های زیبایی‌شناختی بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

aestheticizes violence

زیبایی‌شناسی خشونت

aestheticizes death

زیبایی‌شناسی مرگ

aestheticizes suffering

زیبایی‌شناسی رنج

aestheticizes war

زیبایی‌شناسی جنگ

aestheticizes history

زیبایی‌شناسی تاریخ

aestheticizes the past

زیبایی‌شناسی گذشته

aestheticizes reality

زیبایی‌شناسی واقعیت

aestheticizes the everyday

زیبایی‌شناسی زندگی روزمره

جملات نمونه

the artist aestheticizes everyday objects, transforming mundane items into gallery pieces that challenge viewers' perceptions of art.

هنرمند اشیاء روزمره را زیبا می‌کند، اقلام پیش پا افتاده را به آثار گالری تبدیل می‌کند که درک بینندگان از هنر را به چالش می‌کشد.

modern advertising aestheticizes consumption, making shopping appear as a form of artistic expression and lifestyle achievement.

تبلیغات مدرن مصرف را زیبا می‌کند و خرید را به عنوان شکلی از بیان هنری و دستاورد سبک زندگی نشان می‌دهد.

the film aestheticizes violence, presenting brutal scenes with beautiful cinematography that inadvertently glorifies cruelty.

فیلم خشونت را زیبا می‌کند و صحنه‌های وحشیانه را با فیلمبرداری زیبا ارائه می‌دهد که ناخواسته به نوعی خشونت را ترویج می‌کند.

the museum aestheticizes industrial heritage, converting abandoned factories into aesthetically pleasing cultural spaces for visitors.

موزه میراث صنعتی را زیبا می‌کند و کارخانه‌های متروکه را به فضاهای فرهنگی زیبا برای بازدیدکنندگان تبدیل می‌کند.

social media aestheticizes mental illness, romanticizing depression through filtered images that portray suffering as beautiful.

شبکه‌های اجتماعی بیماری‌های روانی را زیبا می‌کنند و افسردگی را از طریق تصاویری فیلتر شده که رنج را زیبا نشان می‌دهند، ایده‌آل می‌کنند.

the novelist aestheticizes personal trauma, transforming painful memories into lyrical prose that resonates with readers deeply.

نویسنده خاطرات شخصی را زیبا می‌کند و خاطرات دردناک را به نثر شاعرانه تبدیل می‌کند که عمیقاً با خوانندگان همخوانی دارد.

contemporary architecture aestheticizes urban living, designing residential buildings that function as sculptures in the cityscape.

معماری معاصر زندگی شهری را زیبا می‌کند و ساختمان‌های مسکونی را طراحی می‌کند که به عنوان مجسمه‌ای در منظره شهری عمل می‌کنند.

photography aestheticizes war zones, capturing devastating scenes in compositions that emphasize visual beauty over human tragedy.

عکاسی مناطق جنگی را زیبا می‌کند و صحنه‌های ویرانگر را در ترکیب‌هایی به تصویر می‌کشد که زیبایی بصری را بر تراژدی انسانی تأکید می‌کند.

the fashion industry aestheticizes sustainability, marketing eco-friendly clothing as trendy and aesthetically desirable to consumers.

صنعت مد پایداری را زیبا می‌کند و لباس‌های سازگار با محیط زیست را به عنوان مد روز و از نظر زیبایی شناسی جذاب برای مصرف کنندگان بازاریابی می‌کند.

cinema aestheticizes history, dramatizing past events in ways that prioritize dramatic tension over historical accuracy.

سینما تاریخ را زیبا می‌کند و وقایع گذشته را به گونه‌ای دراماتیک به تصویر می‌کشد که تنش دراماتیک را بر دقت تاریخی اولویت می‌دهد.

the designer aestheticizes technology, creating devices that are visually appealing even when functionality remains unchanged.

طراح فناوری را زیبا می‌کند و دستگاه‌هایی را ایجاد می‌کند که حتی زمانی که عملکرد بدون تغییر باقی می‌ماند، از نظر بصری جذاب هستند.

tourism aestheticizes poverty, presenting economically disadvantaged areas as exotic destinations for western travelers.

گردشگری فقر را زیبا می‌کند و مناطق محروم از نظر اقتصادی را به عنوان مقاصد egzotic برای مسافران غربی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید