the budget allotter carefully distributed funds across all departments.
تخصیصدهنده بودجه به دقت بودجه را بین تمام بخشها توزیع کرد.
government allotters met to discuss new land allocation policies.
تخصیصدهندگان دولتی برای بحث در مورد سیاستهای جدید تخصیص زمین ملاقات کردند.
the senior allotter assigned parking spaces to new employees.
تخصیصدهنده ارشد جای پارک را به کارمندان جدید اختصاص داد.
resource allotters must balance competing demands fairly.
تخصیصدهندگان منابع باید به طور منصفانه تقاضاهای متضاد را متعادل کنند.
the committee acted as the official allotter of research grants.
کمیته به عنوان تخصیصدهنده رسمی کمکهای تحقیقاتی عمل کرد.
an efficient allotter can maximize limited resources effectively.
یک تخصیصدهنده کارآمد میتواند به طور مؤثر منابع محدود را به حداکثر برساند.
the chief allotter approved the final distribution plan yesterday.
رئیس تخصیصدهندگان طرح توزیع نهایی را دیروز تأیید کرد.
city allotters zoned the area for residential development.
تخصیصدهندگان شهری منطقه را برای توسعه مسکونی تعیین کردند.
the hospital's bed allotter managed patient admissions efficiently.
مدیر تخصیص تخت بیمارستان، پذیرش بیماران را به طور کارآمد مدیریت کرد.
project allotters coordinate team assignments and set deadlines.
تخصیصدهندگان پروژه وظایف گروهی را هماهنگ میکنند و مهلتها را تعیین میکنند.
the board serves as the primary allotter of company assets.
هیئتمدیره به عنوان تخصیصدهنده اصلی داراییهای شرکت عمل میکند.
course allotters ensure students register for classes on schedule.
تخصیصدهندگان دروس اطمینان میدهند که دانشآمویان به موقع برای کلاسها ثبت نام کنند.
the budget allotter carefully distributed funds across all departments.
تخصیصدهنده بودجه به دقت بودجه را بین تمام بخشها توزیع کرد.
government allotters met to discuss new land allocation policies.
تخصیصدهندگان دولتی برای بحث در مورد سیاستهای جدید تخصیص زمین ملاقات کردند.
the senior allotter assigned parking spaces to new employees.
تخصیصدهنده ارشد جای پارک را به کارمندان جدید اختصاص داد.
resource allotters must balance competing demands fairly.
تخصیصدهندگان منابع باید به طور منصفانه تقاضاهای متضاد را متعادل کنند.
the committee acted as the official allotter of research grants.
کمیته به عنوان تخصیصدهنده رسمی کمکهای تحقیقاتی عمل کرد.
an efficient allotter can maximize limited resources effectively.
یک تخصیصدهنده کارآمد میتواند به طور مؤثر منابع محدود را به حداکثر برساند.
the chief allotter approved the final distribution plan yesterday.
رئیس تخصیصدهندگان طرح توزیع نهایی را دیروز تأیید کرد.
city allotters zoned the area for residential development.
تخصیصدهندگان شهری منطقه را برای توسعه مسکونی تعیین کردند.
the hospital's bed allotter managed patient admissions efficiently.
مدیر تخصیص تخت بیمارستان، پذیرش بیماران را به طور کارآمد مدیریت کرد.
project allotters coordinate team assignments and set deadlines.
تخصیصدهندگان پروژه وظایف گروهی را هماهنگ میکنند و مهلتها را تعیین میکنند.
the board serves as the primary allotter of company assets.
هیئتمدیره به عنوان تخصیصدهنده اصلی داراییهای شرکت عمل میکند.
course allotters ensure students register for classes on schedule.
تخصیصدهندگان دروس اطمینان میدهند که دانشآمویان به موقع برای کلاسها ثبت نام کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید