allowanced parking space
فضای پارک مجاز
allowanced overtime pay
پرداخت اضافه کاری مجاز
his salary was allowanced for overtime work.
حقوق او به دلیل اضافه کاری پرداخت میشد.
she was allowanced to use the company car on weekends.
به او اجازه استفاده از ماشین شرکت در آخر هفتهها داده شد.
they allowanced the guests to bring their own drinks.
به مهمانان اجازه آوردن نوشیدنیهای خود را دادند.
parking is allowanced on the street but not in the lot.
پارک کردن در خیابان مجاز است، اما در پارکینگ نه.
his promotion was allowanced based on his performance.
ارتقای او بر اساس عملکردش تأیید شد.
allowanced parking space
فضای پارک مجاز
allowanced overtime pay
پرداخت اضافه کاری مجاز
his salary was allowanced for overtime work.
حقوق او به دلیل اضافه کاری پرداخت میشد.
she was allowanced to use the company car on weekends.
به او اجازه استفاده از ماشین شرکت در آخر هفتهها داده شد.
they allowanced the guests to bring their own drinks.
به مهمانان اجازه آوردن نوشیدنیهای خود را دادند.
parking is allowanced on the street but not in the lot.
پارک کردن در خیابان مجاز است، اما در پارکینگ نه.
his promotion was allowanced based on his performance.
ارتقای او بر اساس عملکردش تأیید شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید