allowanced

[ایالات متحده]/əˈlaʊənst/
[بریتانیا]/əˈloʊnstd/

ترجمه

v. به کسی کمک هزینه دادن؛ تأمین چیزی به مقدار معین
n. کمک هزینه؛ مبلغ پولی که به طور منظم برای پوشش هزینه‌ها داده می‌شود؛ آزادی عمل؛ تحمل

عبارات و ترکیب‌ها

allowanced parking space

فضای پارک مجاز

allowanced overtime pay

پرداخت اضافه کاری مجاز

جملات نمونه

his salary was allowanced for overtime work.

حقوق او به دلیل اضافه کاری پرداخت می‌شد.

she was allowanced to use the company car on weekends.

به او اجازه استفاده از ماشین شرکت در آخر هفته‌ها داده شد.

they allowanced the guests to bring their own drinks.

به مهمانان اجازه آوردن نوشیدنی‌های خود را دادند.

parking is allowanced on the street but not in the lot.

پارک کردن در خیابان مجاز است، اما در پارکینگ نه.

his promotion was allowanced based on his performance.

ارتقای او بر اساس عملکردش تأیید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید