antiquate

[ایالات متحده]/ænˈtɪkweɪt/
[بریتانیا]/anˈtiːkwət/

ترجمه

چیزی را منسوخ یا قدیمی کردن؛ باعث شدن که چیزی از مد بیفتد یا کهنه شود
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردantiquates
صفت یا فعل حال استمراریantiquating
زمان گذشتهantiquated
قسمت سوم فعلantiquated

عبارات و ترکیب‌ها

antiquate technology

فناوری قدیمی

antiquate methods

روش‌های قدیمی

an antiquated system

یک سیستم قدیمی‌‌شده

antiquate regulations

قوانین قدیمی

an antiquated idea

ایده‌ای قدیمی‌‌شده

antiquate views

دیدگاه‌های قدیمی

antiquate language

زبان قدیمی

antiquate a design

طراحی قدیمی

جملات نمونه

his old furniture was antiquated and needed replacing.

اثاثيات قدیمی او کهنه و فرسوده بود و نیاز به تعویض داشت.

the language is antiquated and difficult to understand.

زبان قدیمی و دشوار برای درک است.

many of the building's features are antiquated.

بسیاری از ویژگی‌های ساختمان قدیمی‌وسنه.

the technology has become antiquated and needs to be upgraded.

فناوری منسوخ شده و نیاز به ارتقا دارد.

his views on women are antiquated and sexist.

دیدگاه او در مورد زنان قدیمی‌وسنه و تبعیض‌آمیز است.

the antique shop had a collection of antiquated clocks.

فروشگاه عتیقه‌فروشی مجموعه‌ای از ساعت‌های قدیمی‌وسنه داشت.

the novel's language and themes are antiquated.

زبان و موضوعات رمان قدیمی‌وسنه.

his antiquated ideas are no longer relevant.

ایده‌های قدیمی‌وسنه او دیگر مرتبط نیستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید