architected

[ایالات متحده]/ˈɑːrkɪtɛktɪd/
[بریتانیا]/ˌɑːr.kɪˈtɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به گونه‌ای طراحی یا برنامه‌ریزی شده است، به‌ویژه با توجه دقیق به ساختار و عملکرد آن.

عبارات و ترکیب‌ها

architected a system

طراحی یک سیستم

architected the solution

طراحی راه حل

well-architected system

سیستم خوش طراحی

architected for scalability

طراحی شده برای مقیاس پذیری

architected for performance

طراحی شده برای عملکرد

جملات نمونه

the software was architected to be scalable and efficient.

نرم‌افزار به‌گونه‌ای طراحی شد که مقیاس‌پذیر و کارآمد باشد.

they architected the new system with user experience in mind.

آنها سیستم جدید را با در نظر گرفتن تجربه کاربر طراحی کردند.

the building was architected to withstand earthquakes.

ساختمان به‌گونه‌ای طراحی شد که در برابر زلزله مقاومت کند.

our team architected a solution that integrates seamlessly with existing tools.

تیم ما راه حلی را طراحی کرد که به طور یکپارچه با ابزارهای موجود ادغام شود.

the application was architected using microservices.

برنامه کاربردی با استفاده از میکروسرویس‌ها طراحی شد.

they architected the network to enhance security and performance.

آنها شبکه را برای افزایش امنیت و عملکرد طراحی کردند.

the project was architected to allow for future expansions.

پروژه به‌گونه‌ای طراحی شد که امکان توسعه‌های آینده را فراهم کند.

he architected the data flow to ensure efficient processing.

او جریان داده را به‌گونه‌ای طراحی کرد تا پردازش کارآمد را تضمین کند.

we architected the website to be mobile-friendly.

ما وب سایت را به‌گونه‌ای طراحی کردیم که برای تلفن همراه مناسب باشد.

the infrastructure was architected to support high traffic loads.

زیرساخت به‌گونه‌ای طراحی شد که از حجم بالای ترافیک پشتیبانی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید