ascriptive

[ایالات متحده]/əˈskrɪptɪv/
[بریتانیا]/əˈskrɪptiv/

ترجمه

adj. مربوط به یا مبتنی بر ایده‌ای که چیزی به طور خودکار به کسی واگذار یا داده می‌شود به دلیل موقعیت اجتماعی، عضویت در گروه، یا سایر ویژگی‌های ارثی.

عبارات و ترکیب‌ها

ascriptive privilege

امتیازات ذاتی

ascriptive identity

هویت ذاتی

ascriptive social categories

دسته‌های اجتماعی ذاتی

ascriptive social structures

ساختارهای اجتماعی ذاتی

challenge ascriptive norms

چالش با هنجارهای ذاتی

ascriptive stereotypes

کلیشه‌های ذاتی

reject ascriptive labels

رد برچسب‌های ذاتی

ascriptive power dynamics

پویایی قدرت ذاتی

جملات نمونه

the ascriptive nature of social roles can influence behavior.

طبیعت وصفی نقش‌های اجتماعی می‌تواند بر رفتار تأثیر بگذارد.

ascriptive identities often shape individual experiences.

هویت‌های وصفی اغلب شکل‌دهنده تجربیات فردی هستند.

in many cultures, ascriptive traits determine social status.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، ویژگی‌های وصفی وضعیت اجتماعی را تعیین می‌کنند.

ascriptive characteristics can lead to stereotypes.

ویژگی‌های وصفی می‌توانند منجر به شکل‌کلیشه‌ای شوند.

understanding ascriptive factors is crucial in sociology.

درک عوامل وصفی در جامعه‌شناسی بسیار مهم است.

ascriptive labels can affect personal relationships.

برچسب‌های وصفی می‌توانند بر روابط شخصی تأثیر بگذارند.

society often assigns ascriptive roles based on ethnicity.

جامعه اغلب نقش‌های وصفی را بر اساس قومیت تعیین می‌کند.

ascriptive norms can restrict individual freedom.

نرم‌های وصفی می‌توانند آزادی فردی را محدود کنند.

he faced challenges due to ascriptive expectations.

او به دلیل انتظارات وصفی با چالش‌هایی روبرو شد.

ascriptive factors should be considered in policy-making.

عوامل وصفی باید در تصمیم‌گیری‌های سیاست‌گذاری در نظر گرفته شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید