backbend

[ایالات متحده]/ˈbækˌbend/
[بریتانیا]/ˈbækˌbend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خمیدگی به عقب بدن، به ویژه به عنوان یک تمرین فیزیکی یا حالت یوگا.
Word Forms
جمعbackbends

عبارات و ترکیب‌ها

perform a backbend

انجام یک قوس کمر

backbend for someone

قوس کمر برای کسی

backbend over backwards

قوس کمر به عقب خم شدن

avoid a backbend

اجتناب از قوس کمر

the backbend test

تست قوس کمر

backbend and twist

قوس کمر و پیچش

take a backbend

انجام یک قوس کمر

جملات نمونه

she performed a perfect backbend during the gymnastics competition.

او یک قوس پشتی عالی در مسابقه ژیمناستیک انجام داد.

practicing backbends can improve your flexibility.

تمرین قوس پشتی می تواند انعطاف پذیری شما را بهبود بخشد.

he struggled to master the backbend in his yoga class.

او برای تسلط بر قوس پشتی در کلاس یوگای خود تلاش کرد.

backbends are a great way to open up the chest and shoulders.

قوس پشتی راهی عالی برای باز کردن قفسه سینه و شانه‌ها است.

she included a dramatic backbend in her dance routine.

او یک قوس پشتی دراماتیک را در روتین رقص خود گنجاند.

he was able to do a backbend after months of practice.

او پس از ماه ها تمرین توانست یک قوس پشتی انجام دهد.

backbends can help relieve tension in the spine.

قوس پشتی می تواند به کاهش تنش در ستون فقرات کمک کند.

she felt a rush of energy after completing a backbend.

او پس از انجام یک قوس پشتی، احساس طوفانی از انرژی کرد.

instructors often emphasize the importance of safety when doing backbends.

مربیان اغلب بر اهمیت ایمنی هنگام انجام قوس پشتی تأکید می کنند.

he captured a stunning photo of her in a backbend.

او یک عکس خیره کننده از او در حال انجام قوس پشتی گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید