bailing

[ایالات متحده]/ˈbeɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbeɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برداشتن آب از چاه یا ظرف دیگر با استفاده از سطل.

عبارات و ترکیب‌ها

bailing someone out

نجات دادن کسی از دردسر

last-minute bailing

نجات در لحظه آخر

forced to bail

وادار به نجات دادن

bail out financially

مالیًا نجات دادن

جملات نمونه

bailing is an essential skill for sailors.

بیر کردن یک مهارت ضروری برای دریانوردان است.

he learned bailing techniques from his father.

او تکنیک‌های بیر کردن را از پدرش یاد گرفت.

we need to start bailing out the boat before it sinks.

ما باید قبل از غرق شدن قایق شروع به بیر کردن آن کنیم.

bailing water out of the canoe was exhausting.

بیر کردن آب از کایاک خسته کننده بود.

the team worked together on bailing the flooded basement.

تیم برای بیر کردن زیرزمین سیل زده با هم همکاری کردند.

she used a bucket for bailing the water.

او از یک سطل برای بیر کردن آب استفاده کرد.

bailing is crucial during heavy rain.

بیر کردن در هنگام باران شدید بسیار مهم است.

they took turns bailing to keep the boat afloat.

آنها نوبت‌نوبت بیر کردند تا قایق روی آب بماند.

he was bailing out the water while shouting for help.

او در حالی که برای کمک فریاد می‌زد، آب را بیر می‌کرد.

bailing can save lives in emergency situations.

بیر کردن می‌تواند در شرایط اضطراری جان انسان‌ها را نجات دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید