bailing someone out
نجات دادن کسی از دردسر
last-minute bailing
نجات در لحظه آخر
forced to bail
وادار به نجات دادن
bail out financially
مالیًا نجات دادن
bailing is an essential skill for sailors.
بیر کردن یک مهارت ضروری برای دریانوردان است.
he learned bailing techniques from his father.
او تکنیکهای بیر کردن را از پدرش یاد گرفت.
we need to start bailing out the boat before it sinks.
ما باید قبل از غرق شدن قایق شروع به بیر کردن آن کنیم.
bailing water out of the canoe was exhausting.
بیر کردن آب از کایاک خسته کننده بود.
the team worked together on bailing the flooded basement.
تیم برای بیر کردن زیرزمین سیل زده با هم همکاری کردند.
she used a bucket for bailing the water.
او از یک سطل برای بیر کردن آب استفاده کرد.
bailing is crucial during heavy rain.
بیر کردن در هنگام باران شدید بسیار مهم است.
they took turns bailing to keep the boat afloat.
آنها نوبتنوبت بیر کردند تا قایق روی آب بماند.
he was bailing out the water while shouting for help.
او در حالی که برای کمک فریاد میزد، آب را بیر میکرد.
bailing can save lives in emergency situations.
بیر کردن میتواند در شرایط اضطراری جان انسانها را نجات دهد.
bailing someone out
نجات دادن کسی از دردسر
last-minute bailing
نجات در لحظه آخر
forced to bail
وادار به نجات دادن
bail out financially
مالیًا نجات دادن
bailing is an essential skill for sailors.
بیر کردن یک مهارت ضروری برای دریانوردان است.
he learned bailing techniques from his father.
او تکنیکهای بیر کردن را از پدرش یاد گرفت.
we need to start bailing out the boat before it sinks.
ما باید قبل از غرق شدن قایق شروع به بیر کردن آن کنیم.
bailing water out of the canoe was exhausting.
بیر کردن آب از کایاک خسته کننده بود.
the team worked together on bailing the flooded basement.
تیم برای بیر کردن زیرزمین سیل زده با هم همکاری کردند.
she used a bucket for bailing the water.
او از یک سطل برای بیر کردن آب استفاده کرد.
bailing is crucial during heavy rain.
بیر کردن در هنگام باران شدید بسیار مهم است.
they took turns bailing to keep the boat afloat.
آنها نوبتنوبت بیر کردند تا قایق روی آب بماند.
he was bailing out the water while shouting for help.
او در حالی که برای کمک فریاد میزد، آب را بیر میکرد.
bailing can save lives in emergency situations.
بیر کردن میتواند در شرایط اضطراری جان انسانها را نجات دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید