bas

[ایالات متحده]/[bɑːs]/
[بریتانیا]/[bæs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صدای پایین مرد؛ یک ابزار موسیقی با نت پایین، به ویژه گیتار بیس یا دبل بیس؛ یک نت یا صدای پایین
v. ارائه دادن بخش بیس در موسیقی
adj. مربوط به بیس
شکل‌های واژه
جمعbass

عبارات و ترکیب‌ها

base camp

پایه اردو

base price

قیمت پایه

base model

مدل پایه

base case

حالت پایه

based on

بر اساس

base salary

حقوق پایه

base line

خط پایه

bases loaded

پایه‌ها بار گذاری شده

base metal

فولاد پایه

base station

ایستگاه پایه

جملات نمونه

the company's sales bas decreased significantly last quarter.

فروش شرکت در چارچوب چهارم گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

we need to bas our decisions on solid data and analysis.

ما باید تصمیمات خود را بر اساس داده های جامع و تحلیل‌ها بگذاریم.

the project's success will bas on effective teamwork.

موفقیت پروژه بر اساس همکاری موثر خواهد بود.

the artist's style is bas on impressionism.

سبک هنرمند بر اساس امپریسیونیسم است.

the new policy will bas its structure on existing regulations.

سیاست جدید ساختار خود را بر اساس مقررات موجود خواهد داشت.

the argument is bas on a flawed premise.

این استدلال بر اساس یک پیش‌فرض معیوب است.

the design of the building is bas on sustainable principles.

طراحی ساختمان بر اساس اصول پایدار است.

the research findings are bas on extensive fieldwork.

یافته‌های تحقیق بر اساس کارهای میدانی گسترده است.

the company's reputation is bas on its commitment to quality.

معنای شرکت بر اساس تعهد خود به کیفیت است.

the student's understanding of the topic is bas on prior knowledge.

فهم دانش آموز از موضوع بر اساس دانش قبلی است.

the algorithm's performance is bas on several key factors.

عملکرد الگوریتم بر اساس چندین عامل کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید