befits

[ایالات متحده]/bɪˈfɪts/
[بریتانیا]/biˈfɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مناسب یا شایسته برای؛ خوب می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

befits the occasion

متناسب با مناسبت

something befits royalty

چیزی که شایسته سلطنت است

جملات نمونه

her dress befits the elegant occasion.

لباس او برازنده مناسبت شیک است.

the title befits his accomplishments.

عنوان، شایستگی او را نشان می‌دهد.

such behavior does not befit a leader.

چنین رفتاری شایسته یک رهبر نیست.

the job befits someone with experience.

این شغل برای کسی با تجربه مناسب است.

the luxury car befits his status.

ماشین لوکس با وضعیت او همخوانی دارد.

her talents befit the role she plays.

مهارت‌های او با نقشی که ایفا می‌کند، همخوانی دارد.

his actions befit a true gentleman.

رفتار او شایسته یک جنتلمن واقعی است.

the setting befits a romantic dinner.

محل برگزاری برازنده یک شام عاشقانه است.

the award befits her hard work.

این جایزه شایستگی تلاش‌های سخت او را دارد.

the decor befits the festive atmosphere.

دکوراسیون با فضای جشن‌گونه همخوانی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید