ben

[ایالات متحده]/ben/
[بریتانیا]/bɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق داخلی، اتاق نشیمن
adj. باارزش
Word Forms
جمعbens

عبارات و ترکیب‌ها

benchmark

معیار

benefit

منفعت

ben bernanke

بن برنانکه

big ben

بیگ بن

ben affleck

بن افلک

جملات نمونه

the majesty of Ben Nevis.

جلال بن نیویس

a story that is ben trovato.

داستانی که بن ترواتو است.

hello, is that Ben?.

سلام، آیا تو بن هستی؟

Ben, of course, was the last to arrive.

بن، البته، آخرین کسی بود که رسید.

Ben: Yeah, it is daymare.

بن: بله، یک کابوس است.

are you okay, Ben?.

آیا حالت خوب است، بن؟

Ben caught him on the chin with an uppercut.

بن با ضربه از پایین به چانه‌اش ضربه زد.

Ben: Ah not without barffing.

بن: نه بدون استفراغ.

Jason: Woo…Ben, Ben, the Seaver summate is far from over.

جیسون: وای... بن، بن، جمع‌بندی سیور هنوز خیلی طولانی است.

Ben is not child but he tries hard.

بن کودک نیست اما سخت تلاش می‌کند.

a resort sheltered by the shoulder of Ben Nevis.

یک استراحتگاه که توسط شانه بن نیویس محافظت می‌شود.

Ben has a wicked sense of humour.

بن حس شوخ طبعی شیطانی دارد.

It's the toughest guy in Toyland, Ben!

او سخت‌ترین مرد در Toyland است، بن!

Big Ben has rarely gone wrong.

بیگ بن به ندرت اشتباه کرده است.

The role of administrator absorbed much of Ben’s energy.

نقش مدیر، بخش زیادی از انرژی بن را به خود جذب کرد.

she went back into the house, and Ben followed her.

او دوباره به داخل خانه رفت و بن او را تعقیب کرد.

Ben felt his hackles rise as the speaker continued.

بن احساس کرد که موهای تنش سیخ می‌شود زیرا سخنران ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید