beseeming

[ایالات متحده]/biˈsɪm/
[بریتانیا]/bəˈsiːm/

ترجمه

vbe مناسب یا شایسته برای کسی یا چیزی
vi[archaic] به نظر مناسب یا صحیح آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

beseem one's dignity

کاهش عزت نفس

beseem the occasion

تکریم مناسبت

جملات نمونه

her dress does not beseem the occasion.

لباس او مناسب این مناسبت نیست.

this behavior does not beseem a leader.

این رفتار شایسته یک رهبر نیست.

it does not beseem you to speak in such a manner.

شایسته شما نیست که به این شکل صحبت کنید.

such a gift does not beseem the value of our friendship.

چنین هدیه‌ای متناسب با ارزش دوستی ما نیست.

his actions do not beseem a gentleman.

عملکرد او شایسته یک جنتلمن نیست.

the decor does not beseem the elegance of the event.

دکوراسیون متناسب با ظرافت رویداد نیست.

her words do not beseem her intelligence.

کلمات او متناسب با هوش او نیست.

it does not beseem a professional to act so carelessly.

شایسته یک متخصص نیست که اینقدر بی‌احتیاط عمل کند.

such a comment does not beseem a scholar.

چنین نظریه‌ای شایسته یک محقق نیست.

his attire does not beseem the formal gathering.

لباس او متناسب با گردهمایی رسمی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید