bitas

[ایالات متحده]/ˈbiːtəz/
[بریتانیا]/ˈbiːtəz/

ترجمه

n. فرم جمع بیتا؛ نام مکانی که به رود بیتا در جمهوری مرکزی آفریقا اشاره دارد.

جملات نمونه

the dog bitas the mailman yesterday.

سگ دیروز پستچی را بیت کرد.

mosquito bitas are common in summer.

بیت‌های مگس در تابستان رایج است.

she felt a sharp pain from the snake bitas.

او از بیت‌های عقرب درد تیزی احساس کرد.

the child received several bitas from the stray dog.

کودک از سگ بی‌خانمان چند بیت دریافت کرد.

dog bitas can be dangerous if not treated properly.

بیت‌های سگ می‌تواند خطرناک باشد اگر به درستی درمان نشود.

the insect bitas caused her skin to swell.

بیت‌های حشره باعث پریدن پوست او شد.

he got bitten by a spider bitas while hiking.

او در حین کوه‌نوردی توسط بیت‌های پارچه‌پا زخم خورد.

multiple bitas covered his arms after the attack.

پس از حمله چندین بیت دست‌های او را پوشاند.

the cat's bitas were surprisingly deep.

بیت‌های می‌خورگی به طور شگفت‌آوری عمیق بود.

bee bitas require immediate medical attention.

بیت‌های زنبور نیاز به توجه پزشکی فوری دارد.

the shark's bitas were massive and terrifying.

بیت‌های شark بسیار بزرگ و مخيف بود.

flea bitas can cause intense itching.

بیت‌های حشره‌های گوزن می‌تواند باعث خارش شدید شود.

animal bitas should always be cleaned thoroughly.

بیت‌های حیوانات همیشه باید به طور کامل تمیز شوند.

the doctor treated the dog bitas with antibiotics.

پزشک بیت‌های سگ را با آنتی‌بیوتیک درمان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید